
فرقی نمی کند جنگ کجای دنیا باشد، پرچم ها چه رنگی باشند، شعارها به چه زبانی سر داده شوند، طرفین چه نامی روی خودشان گذاشته باشند و حتی چه کسی را «تروریست» و چه کسی را «مدافع» بنامند؛ وقتی آسمان آتش می بارد، همیشه اولین صدایی که خاموش می شود، صدای خنده ی کودکان است.
آنها نه در جلسات تصمیمگیری حضور دارند، نه سلاح حمل میکنند، نه نقشه میکشند و نه حتی میدانند چرا باید از خواب بیدار نشوند. فقط بچهاند… و فقط میمیرند.
خوست – افغانستان | نیمه شب دوشنبه، 3 قوس/ 24 نوامبر
نیمه شب دوشنبه، 3 قوس در ولایت خوست، یک خانه سادهی روستایی زیر آتش جنگندههای پاکستانی ویران شد.
9 کودک در خواب جان دادند: پنج پسر، چهار دختر، از دو تا چهارده سال؛ و یک زن نیز همراه آنها بود.
9 کودک… 9 خندهای که دیگر شنیده نمیشود، 9 جفت چشم کنجکاو که دیگر به آسمان نگاه نمیکنند، 9 قلب کوچک که قرار بود سالها بتپد و حالا برای همیشه خاموش شدند.
این حمله تازهترین حلقه از زنجیرهٔ حملات مرزی پاکستان به افغانستان است که در سال جاری شدت گرفته و بارها زنان و کودکان را هدف قرار داده است.
پاکستان میگوید این حملات «ضدتروریستی» است و آن را عملیات پیشدستانه علیه مخفیگاههای تحریک طالبان پاکستان (TTP) مینامد؛ اما واقعیت میدانی چیز دیگری است. در چندین مورد، از جمله همین حمله، قربانیان اصلی غیرنظامیان و بهویژه کودکان بودهاند.
اینبار جنایت چنان تکاندهنده است که ارتش پاکستان از پذیرفتن مسئولیت آن سر باز رد و گستاخانه اعلام کرد که این حمله کار آنها نبوده است.
اما هر بار همان تصویر تکرار میشود:
«کفشهای کوچک در میان آوار، لباسهای رنگی پارهشده، و مادرانی که دیگر کسی را صدا نمیزنند».
دردناکتر اینکه این کودکان در خانهٔ خودشان بودند؛ امنترین جایی که میشناختند، جایی که قرار بود از هر خطری در امان باشند. اما جنگ حتی این آخرین پناهگاه را نیز از آنها گرفت.
شهرهای ایران – حملات رژیم صهیونیستی| 23 جوزا/ خرداد/ 13 جون 2025
در دو موج سنگین حملات هوایی و موشکی رژیم صهیونیستی، شهرهای ایران برای نخستینبار پس از دههها، طعم جنگ مستقیم را چشیدند.
تهران، کرج، شیراز، تبریز، نطنز، اصفهان… آسمان پر از صدای آژیر و انفجار شد.
وزارت بهداشت ایران اعلام کرد:
ـ 935 غیرنظامی شهید شدند.
ـ حداقل 38 کودک در میان قربانیان بودند.
38 کودکی که از جنگ هیچ نمیدانستند؛ کودکانی که در آغوش مادر خوابیده بودند و قرار بود فردا صبح با لبخند بیدار شوند.
تلختر اینکه بسیاری از این کودکان حتی فرصت نکردند بترسند؛ فقط خواب بودند… و دیگر بیدار نشدند.
هیچ بیانیهٔ رسمی و هیچ توجیه نظامی نمیتواند جای خالی آن 38 کودک را پر کند.
اسرائیل این حملات را «پیشدستانه و دقیق علیه تأسیسات نظامی» توصیف کرد؛ اما موشکها و پهپادها به مناطق مسکونی برخورد کردند.
غزه ـ فلسطین | اکتبر 2023 تا امروز، نوامبر 2025
غزه دیگر فقط یک مکان نیست؛ تبدیل شده به بزرگترین قبرستان کودکان در جهان.
در دو سال و اندی جنگ:
ـ بیش از 17هزار کودک شهید شدهاند.
ـ بیش از 45هزار کودک زخمی شده، قطع عضو شده یا دچار معلولیت دائمی شدهاند.
ـ حدود 19هزار کودک یتیم شدهاند.
ـ حتی در دو ماه آتشبس نسبی اکتبر ـ نوامبر 2025، بهطور متوسط روزانه 2 کودک جان دادند.
بیش از یک میلیون کودک در غزه اکنون به مراقبتهای فوری روانی نیاز دارند؛ کودکانی که دیگر از صدای بلند نمیترسند، چون ترسشان تمام شده است.
هزاران کودک هنوز زیر آوارند و پیدا نشدهاند. صدها نوزاد در بخش مراقبتهای ویژه تنها بهخاطر قطع برق و کمبود اکسیژن جان دادهاند.
کودکان غزه نه فقط از بمب، بلکه از گرسنگی، بیماری، تشنگی و سرما میمیرند.
آنها دیگر آرزو نمیکنند؛ زیرا هر بار آرزو کردند، همان شب بمباران شد. غزه دیگر فقط یک جنگ نیست؛ یک نسلکشی آرام و مداوم علیه کودکی است.
خوست، تهران یا غزه… روایت همیشه همان است
در خانهٔ خشتی، در آپارتمان، یا در چادر آوارگان؛ با موشک پاکستانی، اسرائیلی یا هر سلاح دیگری؛ داستان همیشه یکجور تمام میشود:
«کودکانی که قرار بود بزرگ شوند، عاشق شوند، دنیا را بهتر بسازند… در یک لحظه از نقشهٔ زندگی حذف میشوند».
این کودکان نه انتخاب کرده بودند کجا به دنیا بیایند، نه انتخاب کرده بودند کدام طرف جنگ باشند؛ و نه حتی فرصت داشتند بفهمند چرا باید بمیرند.
ماجرا همیشه تکراریست:
«خاکسپاریهای کوچک، عکسهای کودکی روی قبر، و سکوتی که هیچ بیانیهای نمیتواند پرش کند».