|
عربستان خود با مشکل القاعده مواجه است پس چگونه میتواند به ناجی صلح و امینت برای افغانستان تبدیل شود؟ نشناختن مبانی تئوریک القاعده و طالبان سبب شده که مقامات افغان قبول کنند که این کشور میتواند در طرح صلح با طالبان آنان را مدد رساند
در روزهای اخیر چنان به نظر می رسد که کرزی عزم را جزم کرده تا به هر شکل ممکن دستاوردی در عرصه تامین امینت و صلح در کشور داشته باشد.
بحث میانجیگری عربستان در گذشته هم چند بار مطرح شد ولی به زودی به خاموشی گرایید.
سوال اساسی این جاست که عربستان و مقام های رسمی آن کشور چقدر می توانند بر طالبان تاثیر داشته باشند؟
در این جای شک نیست که عربستان سعودی کشور مهم اسلامی در جهان به شمار می رود ولی در این هم جای شک نیست که مناسبات این کشور با غرب و امریکا سبب شده که در میان حلقات سیاسی و ایدیولوژک اسلامی و از جمله القاعده از هیچ اعتباری برخوردار نباشد.
از جانب دیگر بخش اساسی و اصلی طالبان که در حال جنگ با نیروهای خارجی قرار دارند با قرایت خاصی که از اسلام دارند خود را بسیار
نزدیک با اندیشه های القاعده می بینند.
دیدگاه طالبانی به جهان معاصر، دیدگاهی است که هرگونه تفاهم و گفتگو میان غرب و اسلام را به رسمیت نمیشناسد.
روزنامه ماندگار ادامه داده است که ضمنا فراموش نکنیم که در بیانیه اخیر خود بن لادن، رهبر گروه القاعده به باراک اوباما، رئیس جمهوری امریکا هشدار داد که بازهم باید شاهد حوادثی از نوع یازده سپتامبر باشد چون به گفته او امریکا زبان دیگری را به جز زبان جنگ و بمب گذاری نمیفهمد.
با توجه به این سخنان و مواضع سرسختانه طالبان در برابر جهان غرب، چگونه ممکن است که عربستان سعودی بتواند در حل معضل افغانستان نقش مهمی داشته باشد؟ برای القاعده فرقی میان دولت افغانستان و عربستان سعودی وجود ندارد. آنان این هر دو کشور را اشغال شده به وسیله نیروهای خارجی می دانند.
ولی از آن جاییکه دستشان بدلایل جیوپولتیکی از عربستان کوتاه است و نمی توانند در آن کشور عملیات نظامی انجام دهند این کار را در افغانستان انجام می دهند چون شرایط این کشور بدلایل کوهستانی بودن و حضور گسترده طالبان هم در پاکستان و هم در افغانستان جنگ در این کشور را برای گروههای مخالف بسیار ساده کرده است.
والا هدف دیگر القاعده و طالبان می تواند عربستان سعودی باشد تا پایگاه محکم تری برای خود دست و پا کند.
در سالهای گذشته در چند مورد القاعده تلاش کرد که اهدافی را در عربستان مورد حمله قرار دهد.
عربستان خود با مشکل القاعده مواجه است پس این کشور چگونه می تواند به ناجی صلح و امینت برای افغانستان تبدیل شود؟ نشناختن مبانی تئوریک القاعده و طالبان سبب شده که مقامات افغان با ساده لوحی قبول کنند که این کشور می تواند در طرح صلح با طالبان آنان را مدد رساند.
طرح صلح کرزی بسیار ناقص و عوام فریبانه است و نمی تواند به سوالات اساسی در این راستا پاسخ دهد و به همین دلیل هم انتظار نمیرود که به نتایج ملموس و واقعی بینجامد.
حامد کرزی با ساده کردن مساله فکر می کند می تواند راه صلح افغانستان را کوتاه کند، در حالی که واقعیت امر این است که صلح برای افغانستان نیاز به اراده واقعی در درون جامعه دارد.
برای رسیدن به صلح واقعی افغانستان نیاز به خانه تکانی دارد والا القاعده و طالبان هرگز حاضر نخواهند بود به چنین طرحهایی گردن بنهند.
از سوی دیگر براساس ضرب المثل مشهور کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی!اگر عربستان سعودی وجاهتی در میان حلقات سیاسی و ایدیولوژیک اسلامی می داشت این کشور در معرض تهدیدهای این گروهها قرار نمی داشت.
در حال حاضر رهبری عربستان به شدت از چنین گروه هایی در هراس است و در میان مردم عادی خود هم از اعتبار چندانی برخوردارنیست. این کشور در چهل سال گذشته حتا نتوانست راه صلحی برای اعراب بیابد و به جنگ مدهش فلسطین و اسراییل نقطه پایانی بگذارد، آیا اکنون
خواهد توانست میانجی خوبی برای افغانستان در مذاکره با طالبان باشد. هرگز.
|