Share/Save/Bookmark

کد مطلب :19002
تاریخ انتشار : شنبه 9 حمل 1393 ساعت : 00:17:41
فیلم؛

ترانه‌های بهاری هموطنان پشتو زبان

 «لندی» که نوعی از اشعار زبان پشتو است، آینه‌دار زندگی قبایل پشتون‌ بوده و بسیاری از این ترانه‌های مردمی پیشینه‌ای طولانی در تاریخ این قوم دارد.
عید نوروز در افغانستان از جایگاه ویژه و خاصی برخوردار است و همه اقوام کشور آئین‌ها و مراسم خاصی در ایام سال نو خورشیدی برگزار می‌کنند.
در مناطق پشتون‌نشین کشورمان نیز از نوروز تجلیل می‌شود و در این ایام مردم به شکرانه رسیدن بهار به جشن و شادمانی می‌پردازند و رسومات خاصی را بر پا می‌دارند.
«لندی» که نوعی از اشعار زبان پشتو است آینه‌دار زندگی قبایل پشتون‌ها در طول سده‌های تاریخ آنان است و بسیاری از این ترانه‌های مردمی پیشینه‌ای دراز در طول تاریخ آنان دارد.
بهار و عید نوروز نیز در اشعار شاعران زبان پشتو جایگاه خاصی دارد که در اکثر «لندی»ها ترانه‌های فراوانی در وصف بهار سروده شده است.
«لندی» نوعی شعر کوتاه است که دو سطر یا دو پاره دارد و پاره اول کوتاه است و 9 هجا دارد و پاره دوم بلندتر است و 13 هجا دارد.
بخش مهمی از ترانه‌های زبان پشتو را همین لندی‌ها تشکیل می‌دهد و آن گونه که «محمد آصف فکرت» در مقدمه کتاب لندی آورده است این نوع ترانه‌ها شبیه سروده‌های باستان «ویدایی» است.
لندی‌ها اکثراً توسط زنان سروده شده‌اند و شاعران آن ناشناخته هستند و ریشه در فریادهای گره شده زنان این سرزمین دارد که از دل‌های بزرگ برخاسته‌اند و غم‌های بزرگ را نیز بیان می‌کنند.
شناخت و کاوش در این نوع سروده‌ها، گامی است در شناخت اندیشه‌های مردمان آن دیار که در همسایگی ما زندگی می‌کنند.
محمد آصف فکرت شاعر و پژوهشگر صاحب نام کشورمان، در اثری با نام «لندی» مجموعه‌ای از ترانه‌های زبان پشتو را جمع آوری کرده که در میان آنها سروده‌هایی نیز در وصف بهار و عید دیده می‌شود:
 
بهار به راشی مونز به نه یو
تول به پراته د خاور و لاندی بشرونه

ترجمه:
بهار خواهد آمد، ما نخواهیم بود،
این چهره‌ها همه زیر خاک نهان خواهد شد.
 
بورا بلبل ته په ژرا شو
چمن خزان شو، اوس به دورا ه سره حونه

ترجمه:
پروانه نزد بلبل به گریه درافتاد،
خزان آمد،
باید از چمن رخت بر بندیم.
 
بهار به تل په گلونه وی
دیدن  دیار دمخ کوه خوان راحیه.

ترجمه:
گل و بهار همیشه خواهد بود،
دیدار را دریاب
خزان در راه است.
 
ما ته بی گله بنا یسته یی
گل غریب خه دی چی تا بنایسته موبنه.

ترجمه:
بهار آمده درختان سبز شدند
درخت دلم را تگرگ زده است.
 
خال خو دی شین غاره دی سپینه
خندا دی سین دی عالمونه غر قوینه.

ترجمه:
ای عید چه بختیاری؟
که یاران به خاطر تو به روی هم آغوش می‌گشایند.
 
زما اختر به خه اختر وی؟
پا داسی ورح چی زد جدا له یاره یمه

ترجمه:
عید است،
مرا چه دیدی؟
از یار جدایم.
 
نصرالدین سلجوقی نیز در کتاب «ادبیات عامیانه افغانستان» ابیاتی را  از ترانه بهاری زبان پشتو را آورده است:
لیلا په باغ کی مسته گرزی
تیکری یی نشته مخ په پانوپتوینه

ترجمه:
لیلا در باغ مستانه سیر و گردش می‌کند،
چادر ندارد روی خود را با برگ گل می‌پوشاند.
 
خدایه پسرلی شو گلان گل شو
زما دز ره گلان سهیل و هلی دینه

ترجمه:
خداوندا، بهار شد گل‌ها همه شکفتند؛
اما غنچه دلم را ستاره سهیل(خزان) زده است.
 
در غزه لمنه راته خاره
زه جینکوسره غاتولوپسی همه

ترجمه:
در دامان کوه به انتظار من باش،
من با دوشیزگان به دنبال گل لاله می‌روم.
 
ستا در گلو دوران تیرشی
زما پاته شی دزره سوی داغونه

ترجمه:
فصل گل روی تو،
یا بهار حسن تو سپری خواهد شد؛
اما داغ‌های سوزان قلب من بر جا خواهد ماند.
 
شیرین آشنا می مسافر شو
تر گلاب سره وم له نارنجه زیره شومه

ترجمه:
یار شیرینم به سفر رفته است،
از گل گلاب سرخ‌تر بودم؛
اما اکنون از نارنج زردتر گشته‌ام.
 
د گل گلاب د گلد پاره
نجوتی ولاری د باغوان سلام کوینه

ترجمه:
برای یک گل گلاب،
دختران به سلام باغ ایستاده‌اند.


  خبرگزاری افغان ایرکا

• اخبار مرتبط:

• نظر شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری افغان ايرکا در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی و پشتو یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد