Share/Save/Bookmark

کد مطلب :62245
تاریخ انتشار : سه شنبه 7 قوس 1396 ساعت : 13:51:05

چرا غرب تلاش کرد منازعه در غرب آسیا مذهبی باشد؟

چرا آمریکایی‌ها و به طور کلی غرب تلاش کرد تا ماهیت منازعه را در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا، «مذهبی» و «ایدئولوژیک» معرفی کند و به طور کلی چرا غرب به دنبال مذهبی کردن ماهیت نزاع و درگیری در منطقه بوده است.
 حالا که داعش به پایان کار خود در منطقه رسیده است، سوال های فراوانی در خصوص این گروه تروریستی باقی مانده است که یکی از آن ها این است که چرا آمریکایی ها و به طور کلی غرب تلاش کرد تا ماهیت منازعه را در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا، «مذهبی» و «ایدئولوژیک» معرفی کند و به طور کلی چرا غرب به دنبال مذهبی کردن ماهیت نزاع و درگیری در منطقه بوده است. در پاسخ بایستی به شناخت غرب نسبت به منازعات مذهبی اشاره کرد و توان آن برای بهره برداری های استراتژیک را بر شمرد. در این خصوص چند نکته مورد توجه است.

1. اولین نکته در این خصوص این است که رهبران این گروه تروریستی «مامور به انجام وظیفه از پیش تعیین شده» بودند. طبیعتا این پیش فرض وجود دارد که اساسا منازعه در راس رهبران این گروه تروریستی با نگاه مذهبی به این مناقشه نبود و تنها بدنه غفلت زده و نا آگاه این گروه ها به سمت مسائل مذهبی سوق پیدا کردند. در بین بدنه نیز تحقیقات انجام شده نشان می دهد که اعتقاد به دین در آن ها وجود نداشته است و صرفا به پوسته ای از دین توجه داشته و با همین برداشت از پوسته دین بود که دست به مبارزه می زدند. بایستی به چندویژگی منازعات مذهبی اشاره داشت. همین چند صباح پیش بود که ایندیپندنت گزارشی را منتشر کرد و بیان داشت «مطالعه دفتر ضد تروریسم سازمان ملل متحد نشان داد اغلب مردان جوانی که وطن خود را برای پیوستن به گروه تروریستی داعش ترک کرده‌اند از تحصیلات بسیار پایینی برخوردارند و درک صحیحی از مفهوم «جهاد» و سایر مفاهیم پایه‌ای اسلام ندارند. طبق این مطالعه، اغلب تروریست‌های خارجی داعش که از این گروه تروریستی جدا شده و به کشورهای خود بازگشته اند شناختی ابتدایی از دین اسلام دارند و حتی طریقه صحیح نماز خواندن را نیز نمی‌دانند.»

2. نکته دیگر در پتانسیلی نهفته است که در ماهیت منازعات برخاسته از مذهب وجود دارد، غرب به خوبی تجربه جنگ های سی ساله مذهبی که بین سال های 1618 تا 1648 در اروپای مرکزی در جریان بود را می دانست و با توجه به این پتانسیل ، دست به ایجاد گروه های تروریستی به ظاهر مذهبی زد تا منطقه را برای سکولار سازی آماده کند. در جنگ های سی ساله، آن چه بین کاتولیک ها و پروتستان ها روی داد به واقع یک منازعه مذهبی بود که با عهدنامه وستفالیا به پایان رسید و پایانی برای حکومت ها و منازعات مذهبی نیز بود و عهدنامه وستفالیا را شروع دوران جدید سکولاریسم در حوزه دولت سازی عنوان کرده اند. تلاش غرب بر این بود تا با مذهبی کردن منازعه بین گروه ها در منطقه غرب آسیا چنین پتانسیلی را برای گروه های افراطی به وجود آورد و نهایتا با توجیه سکولاریسم به عنوان حلال مشکلات غرب آسیا، تلاش کند حکومت های دینی را شرمنده سازی کند. صحبت های اخیر محمد بن سلمان که در مصاحبه با یک نشریه داخلی آمریکا مطرح شده است موید همین تلاش غرب برای سکولار سازی منطقه است. او با بیان اینکه برداشت او از اسلام «برداشت جدیدی» نیست بلکه «بازگرداندن اسلام به اصل آن بر مبنای سنت پیامبر و شیوه زندگی در عربستان سعودی تا قبل از انقلاب ایران است.» ، در واقع قصد دارد نگاه انقلاب اسلامی به دین و وحدت بین مسلمانان را یک حرکت انحرافی تلقی کند. ولیعهد سعودی اظهار داشت که در زمان پیامبر در عربستان نمایشنامه موزیکال اجرا می‌شد، زن و مرد با هم معاشرت می‌کردند و یهودیان و مسیحیان از احترام برخوردار بودند. او افزود: «اولین قاضی تجاری در مدینه یک زن بود و اگر پیغمبر همه اینها را قبول داشت، آیا باید بگوییم که او مسلمان نبود؟» او پیشتر نیز با بیان این موضوع که «رویکرد دینی افراطی در عربستان پدیده‌ای جدید است و عامل آن انقلاب ایران در سال 1979 میلادی است و اشغال مسجدالاحرام در مکه از سوی افراط‌گرایان را نیز واکنشی به افراط‌گرایی ایرانی شیعی خواند.» این موضوعات نشان می دهد اسلام مد نظر محمد بن سلمان (که کشورش کارخانه تولید تروریسم بوده است) یک اسلام سکولار است. بالا بردن منازعات مذهبی برای سکولار کردن منطقه دقیقا نقطه نظر غربی هاست.

3. مذهب ، پتانسیل الهام بخشی دارد. دیدگاه‌های برگرفته از مذاهب به راحتی میتوانند مسئله جنگ، درگیری، نزاع، کشتار و ... را توجیه کنند. برای به گردش در آمدن تئوری جنگ سالاری در منطقه چه ابزاری بهتر از مذهبی کردن ماهیت منازعات محلی است؟ اقتصاد آمریکایی ها و کمتر از آن اروپایی ها به شدت وابسته به چرخیدن صنعت تسلیحاتی و صنایع وابسته به آن است، بنابراین به شدت وابسته به ایجاد منازعات بین المللی هستند و برای از گل در آمدن این اقتصاد ورشکسته چه ابزاری بهتر از جنگهای متعدد؟، همچنین مذهب پتانسیل توجیه خشونت آن هم به صورت مشروع را دارد. یکی از آخرین مصادیق آن نیز در اظهارات جرج بوش رئیس جمهور نئوکان آمریکایی برای حمله‌ی به عراق که آن را «نبرد مقدس» و جنگ صلیبی نامید نیز تحت همین پتانسیل مورد استفاده قرار گرفت. پیشتر نیز رهبر معظم انقلاب بیان داشتند که «یک روزی این اختلاف به عنوان پان‌ایرانیسم و پان‌ترکیسم و پان‌عربیسم و از این قبیل چیزها مطرح میشد که خیلی کاربرد نداشت؛ امروز به نام مذهب میخواهند اختلاف ایجاد کنند و جوانها را به جان هم بیندازند.»

4. مذهب پتانسیل فراوان طولانی کردن منازعات را دارد. گروه های محلی به غایت علاقمندند تا منازعات منطقه ای و گروهی خویش را ماهیتی مذهبی دهند، چرا که این امکان برای آن ها فراهم می شود که به طولانی شدن آن جامه مشروعیت و مقبولیت بپوشانند. حتی با از بین رفتن داعش در عراق و سوریه، عقاید این گروه تروریستی از بین نخواهد رفت، همین چند روز پیش بود که سینای مصر آبستن یکی از خشونت آمیز ترین حملات در چند دهه اخیر علیه مصر بود، عملیات تروریستی که علیه مردمان سینا انجام شد و بیش از 300 نفر را غرق خون کرد ، با نام مبارزه مذهبی و به نام داعش نیز تمام شد.

5. پتانسیل فرامرزی منازعات مذهبی؛ یکی از حربه هایی که گروه های تروریستی در سوریه و عراق از آن بهره می برند استفاده از پتانسیل فراملی، فرازبانی و فراقومی خویش برای جذب جوانان از اقصی نقاط جهان برای نبرد در کنار آن ها است. آموزه های افراط گرایانه یا (به اشتباه) عدالت خواهانه مذهبی در سایر کشورها نیز ریشه دارد، اگر این موضوع با انحراف فکری همگام شود، به بسیج افکار تروریستی در کنار هم کمک می کند. بین المللی شدن منازعات به بسیج کمک های بین المللی منجر می شود و این خود به تدوام منازعه می انجامد.

احمد صدیقی


  خبرگزاری افغان ایرکا

• اخبار مرتبط:

• نظر شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری افغان ايرکا در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی و پشتو یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد