Share/Save/Bookmark

کد مطلب :65860
تاریخ انتشار : شنبه 29 ثور 1397 ساعت : 12:09:28

چرا آمريكا از رژيم صهيونيستي حمایت می‌کند؟

هدف ايالات متحده آمريكا در تقويت و حمايت از رژيم صهيونيستي ، همانا مربوط به نقش حياتي و جايگاه ويژه‎اي است كه اين رژيم در استراتژي آمريكا دارد كه به آن اشاره خواهيم کرد.


الف) اهميت اسرائيل در استراتژي آمريكا؛
اسرائيل به عنوان عامل تفرقه و مهار کننده و يا سركوب نهضت‌هاي رهايي بخش در منطقه است، بي ترديد حفظ امنيت اسرائيل هرگز نمي‎توانسته تنها هدف روابط ويژه ميان آمريكا و اسرائيل بوده باشد، چرا كه در غير اين صورت آمريكا مي‎توانست به تلاش براي حفظ توازن نظامي و استراتژيك ميان اسرائيل از يك سو و مجموعه كشورهاي عربي از سوي ديگر بسنده كند، اين در حالي است كه دولتهاي مختلف در آمريكا از هر دو حزب (جمهوري خواه و دمكرات) همواره اتفاق نظر دارند كه اسرائيل بايد نسبت به كشورهاي عربي از برتري كيفي در فناوري نظامي برخوردار باشد، در واقع وراي امنيت اسرائيل مي‎بايست علت مهم‎تري را براي حمايت‎هاي گسترده آمريكا از اسرائيل، در نقشي كه اسرائيل همواره براي آمريكا در منطقه ايفاء مي‎كند جستجو كرد، در حقيقت اسرائیل پايگاه نظامي آمريكا در خاورميانه به شمار مي‎رود، به اعتراف يكي از صهيونيست ها ، فلسطين اشغالي پايگاه آمريكاست و همينطور «اس ابراموف» يكي از رهبران حزب ليبرال اسرائيل گفته است: اسرائيل فقط براي دفاع از خودش جنگ نمي‎كند، بلكه براي منافع حياتي غرب نيز مي‎جنگد.[1]


ب) نفوذ و تسلط صهيونيسم بر سياستمداران و دولت آمريكا و نقش لابي يهودي در آمريكا:
با وجودي كه تخمين زده مي‎شود كه يهوديان امريكا حدود 5/5 تا 5/8 ميليون نفر باشند و  به عبارت ديگر تنها 2 درصد از جمعيّت ايالت متحده را تشكيل مي دهند و اكثر آنها در اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 وارد ايالات متحده شده‎اند و به آنجا مهاجرت كرده‎اند[2]  امّا داراي قدرت بالايي در تأثير گذاري به افكار عمومي و سياست هاي دولت آمريكا هستند.
براي توضيح بيشتر دربارة علت تأثير گذاري بالاي يهود بر سياست‎هاي دولت آمريكا لازم است به به اين نکته  اشاره نمائيم که يهوديان ثروتمندترين اقليت آمريكا و جهان هستند، آنها بخش عمده مراكز اقتصادي و تجاري آمريكا را قبضه كرده‎اند و به گفته (هنري فورد) رئيس كارخانه ماشين سازي فورد معمولاً سينماها، تئاترها، تجارت شكر، كمپاني هاي نفتي، تجارت گندم و تنباكو،  پنبه، فولاد، 50 درصد از تجارت گوشت و مواد پروتئيني و بيش از 70 درصد تجارت كفش، صنايع چرم و اغلب صنايع مهم، ادوات موسيقي، جواهرات، وسائل الكترونيك، ماشين آلات، صنايع نظامي، بانكها و صندوقهاي قرض جهاني و    … در انحصار سرمايه داران يهودي است.[3]
البته شايد در وهله اول اين نكته به ذهن بيايد كه چگونه سياستمداران كشور قدرتمندي چون امريكا مي‎توانند از يك اقليت كوچك يهودي متأثر گردند؟ در اين زمينه لازم به ذكر است كه در ايالات متحده رأي يهوديان ساكن در ايالات متحده مي‎تواند تعيين كننده باشد، با توجه به اينكه اكثريت جمعيت يهوديان امريكا از نظر سواد و تحصيل در سطوح بالايي هستند. ميزان مشاركت در انتخابات نيز در آنها بالا است و به 92 درصد مي‎رسد، در حالي كه ميزان مشاركت عامّه آمريكا در انتخابات 52 درصد مي‎باشد و در چنين نسبتي. ميانگين درصد موفقيت انتخابيشان را دو چندان مي‎كند.
در سيستم انتخاباتي رياست جمهوري آمريكا هر كسي در ايالت خود به پيروزي برسد، حتي اگر اين نسبت پايين باشد، بر تمام آراي انتخاباتي ايالت دست مي يابد، چون هر ايالت داراي كرسي هايي است كه با توجه به جمعيت آن ايالت تعداد آن در مجلس مشخص و تعيين مي‎شود، در اين ميان يهوديان در ايالت هايي تمركز يافته اند كه پرجمعيت تر و مهم‎تر است مثل نيويورك، فلوريدا و كاليفورنيا و كافي است آنها به كانديداي خويش رأي دهند و تضمين كنندة پيروزي كانديداي خاصي در انتخابات ايالتي باشد تا وي تمام كرسي‎هاي ايالت را از آن خويش نمايد. به همين دليل آراي يهود براي هر كانديدايي حساس و مهم مي‎شود.
به هر حال نفوذ و تسلط صهيونيسم بر سياستمداران و دولت آمريكا به حدی است که می توان گفت اين جریان در تمام تشكيلات سياسى، اجتماعى و فرهنگى آمريكا رسوخ كرده چنان که آبا ابان وزير امور خارجه  اسبق رژيم صهيونيستى مى گويد: «در طول تاريخ، صهيونيسم در هيچ جا مثل «ايالات متحده آمريكا» نتوانسته نفوذ كند، نفوذ ما نسبت به جمعيت شان كه حدود سه درصد كل آمريكاست، بسيار بالاست».[4]
گولد برگ نماينده دائمى آمريكا در سازمان ملل متحد با فرياد گفت: سياستمداران آمريكا بايد مثل سياستمدار بزرگ انگليس (چرچيل) اعلام كنند كه صهيونيستى هستند، چون محكوم كردن صهيونيسم به منافع آمريكا لطمه مى زند، هيچ كس نبايد انتظار داشته باشد كه از واشنگتن يا نيويورك صدايى عليه صهيونيسم بشنود.[5]
صهيونيست ها براى اين كه در مجلس قانون گذارى و كنگره ى آمريكا نفوذ پيدا كنند، جمعيت خاصى به نام «جمعيت آمريكايى، اسرائيلى امور عامه» را تأسيس كردند. رئيس اين جمعيت در سال 1975 ميلادى گفت: «ما هر لايحه اى را كه به نفع اسرائيل باشد در كنگره تصويب مى كنيم».[6]
حدود 340 سازمان و گروه علنى و مخفى صهيونيستى در آمريكا فعاليت دارند و هر صهيونيست مجبور به عضويت در يكى از آنهاست، اين تشكيلات باعث وحدت و انسجام آنها و اجراى برنامه ها و توطئه ها آنها شده است. 76% از صهيونيست ها و يهوديان در شش ايالت بزرگ آمريكا ساكن اند كه براى تعيين سرنوشت رئيس جمهور آمريكا كافى است.[7]  
البته در خصوص رابطه رژيم صهیونیستی  و آمريکا برخی معتقد هستند که در اين باره نمی توان به موضوع و جریان صهیونیسم مسیحی بی توجه بود زيرا اعتقاد بر اين است صهیونیسم مسیحی[8] یکی از مهمترین جریانات تاثیر گذار در تحولات جهانی است که با ریشه هایی مذهبی  وارد جریانات سیاسی شده و امروزه می توان رد پای آن را در بسیاری از تصمیم سازی های جهانی از جمله تصمیم سازی های قدرتهایی همچون آمریکا مشاهده نمود این جریان در اصل مسیحیانی هستند که به دلیل اعتقاداتی که در زمینه ظهور عیسی مسیح پس از بازگشت یهودیان به سرزمین  موعود دارند با صهیونیست ها که عامل بازگشت یهودیان به فلسطین هستند پیوند خورده اند فلذا پسوند صهیونیست به آنها اضافه شده است از ويژگي هاي ممتاز پيروان اين مكتب اعتقاد راسخ و تعصب خاص به صهيونيسم مي باشد و تعصب اين مسيحيان به صهيونيسم بيش از صهيونيست هاي يهودي مقيم اسرائيل و آمريكا مي باشد[9]، همانطوری که اشاره کرديم اين جریان در واقع تصميم گیری دولتمردان آمریکا را به شدت تحت سیطره و نفوذ خود قرار داده و برای همين است که اين دولتمردان دفاع و حمايت از رژيم صهیونیستی را از جمله وظایف غیرقابل تردید خود می دانند، به هر حال حمایت بدون قید و شرط دولتمردان آمريکا از رژيم صهیونيستی را نمی توان در اشتراک منافع دو دولت متحد دانست و اين رابطه تابع مسائل پیچیده تری است [10] ، علاوه بر نقش بسیار مؤثر لابی صهیونیستی و همینطور تعهداتی که دولتمردان آمريکایی نسبت به دفاع از رژيم صهیونیستی اظهار می کنند به نظر می رسد منافع حیاتی و استراتژيکی برای آمريکایی ها در اين حمایت ها وجود دارد و اين منافع حیاتی و استراتژيک در گرو بقا و تقويت اين غده سرطانی است در واقع انگيزه اصلی در پس اين حمایت های غیر معمول در وهله اول، در منافع استراتژیک آمريکا نهفته است، در مجموع رابطه آمريکائیها و رژيم صهیونیستی رابطه ای فراتر از دو متحد که منافع مشترکی دارند، می باشد و در اين باره نفوذ عميق و پردامنه صهیونیست ها در ارکان دولت آمريکا را نمی توان ناديده انگاشت یعنی اين نفوذ و قدرت صهیونیست ها در آمريکا تا حدی است که آن جا را اورشليم جديد می دانند، اين قدرت روافزون صهیونیست ها در گرو منافع حیاتی و در هم تنیده صهیونیست ها با دولتمردان آمريکایی است اين منافعی که در يک رابطه تاریخی و در هم تنيده صهیونیست ها با ارکان آمريکا تکوين یافته است به شکلی که دفاع و حمایت ظاهراً پرهزينه از رژيم صهیونیستی جزء منافع حیاتی اين دولت برشمرده می شود.


پی‌نوشت‌ها:
[1] . حقايقي درباره صهيونيسم، رمان برودسكي، ترجمه احمد آبادي، ص 37، انتشارات كتيبه، تهران، 1358.
[2] . به نقل از سايت موعود: www.mouood.com
[3] . اسرائيل فاشيسم جديد، وزيري كرماني، ص 66.
[4]. روزنامه ى اطلاعات، مورخه ى 30/2/1368، ص 6.
[5]. همان.
[6]. همان.
[7]. فصلنامه ى مشكوة، شماره 28، پائيز 1368 شمسى،ص 61.
[8]. جري فالول (از چهره هاي برجسته صهيونيسم مسيحي) ادعا مي کند که در آمريکا هفتاد ميليون نفر صهيونيست مسيحي وجود دارد.
[9]. برخي ديگر تعداد صهيونيست مسيحي را بيست تا سي ميليون يعني حدود پنج برابر جمعيت شش ميليوني يهوديان آمريکا دانستند.
[10]. مهدي قويدل،بررسي منافع راهبردي ايالات متحده در حمايت نامشروط از اسزليل، کتاب آمريکا (ويژه روابط آمريکا- اسرائيل).


  خبرگزاری افغان ایرکا

• اخبار مرتبط:

• نظر شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری افغان ايرکا در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی و پشتو یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد