Share/Save/Bookmark

کد مطلب :72356
تاریخ انتشار : جمعه 10 جوزا 1398 ساعت : 06:45:19

اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود

اگر ماهيت غاصبانه و عمق جنايات رژيم صهيونيستى بر جهان بشريت تبيين گردد، با تمام وجود درك خواهيم كرد كه « اسرائيل يك غده ى سرطانى است » و اگر جلوى رشد و نمو آن گرفته نشود و ريشة آن خشكانده نشود، موجب هلاكت و نابودى بشريت و سلب آرامش و امنيت جوامع مختلف خواهد شد، چرا كه آنچه براى آنان مهم است اجراى برنامه هاى خويش در جهت توسعه طلبی و اشغال گری بيشتر است و در اين راستا، موانع بر سر راه شان را از بين خواهند برد، هر چند اين مانع، خيل عظيم انسانى در نقطه اى از سرزمينى خاص باشد؛ چنان كه در سرزمين هاى فلسطين، لبنان و بلندى هاى جولان آن را به اثبات رسانده اند.

بر اين اساس است كه حضرت امام خمينى(رحمه الله) بر عظمت خطر وجود اسرائيل در جهان بشريت و آثار زيانبار آن پى برده و بارها آن را گوشزد نموده است؛ چنان كه ايشان مى فرمايد:

من كراراً دولت ها را به خصوص ايران را از اسرائيل و عمال خطرناك آن تحذير نمودم، اين مادّه ى فساد كه در قلب ممالك اسلامى با پشتيبانى دُوَل بزرگ جايگزين شده است و ريشه هاى فسادش هر روزى ممالك اسلامى را تهديد مى كند، بايد با همت ممالك اسلامى و ملل بزرگ اسلام ريشه كن شود; اسرائيل قيام مسلحانه بر ضد ممالك اسلامى نموده است و بر دُوَل و ملل اسلام قلع و قمع آن لازم است; كمك به اسرائيل چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت، حرام و مخالف با اسلام است؛ رابطه با اسرائيل و عمال آن، چه رابطه ى تجارى و چه رابطه ى سياسى، حرام و مخالف با اسلام است، بايد مسلمين از استعمال امتعه ى اسرائيل خوددارى كنند...[1]

در واقع با گذشت زمان، اهميت كلام امام(رحمه الله) و بصيرت ايشان بيش از پيش نمايان مى گردد، باتوجه به عمق جنايات صهيونيست ها به عالم بشريت در عرصه هاى مختلف فرهنگى. سياسى، اقتصادى و نظامى روشن مى گردد كه آنها براى رسيدن به منافع و مقاصد خويش به هيچ يك از اصول انسانى پايبند نيستند; زيرا آنها ظاهر و باطن خود را در عرصه هاى مختلف چون صبرا و شتيلا و... نشان داده و بى رحمى خود را به اثبات رسانده اند، شرارت هاى صهيونيست ها در عرصه ى فرهنگى، در عالم خلقت بى سابقه بوده، آنان با تسلط بر خبرگزارى هاى جهان، مطبوعات، رسانه ها، سينما و تئاتر و... اغلب ارزش هاى انسانى را به انحطاط و نابودى كشانده اند و جوانان را به مفاسد اخلاقى سوق داده، و از بالندگى فكرى و شكوفايى استعداد آنان جلوگيرى نموده اند تا اهداف شوم خويش را در جهان پياده نمايند.[2]

نمونه عينى و بارز شرارت آنها، پروتكل هاى دانشوران صهيون است كه سياست هاى صهيونيسم در زمينه هاى سياسى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى در آن ترسيم شده است؛ در زمينه ى فرهنگى در پروتكل دوم چنين آمده است:
بايد توجّه داشت كه امروزه دولت ها ابزار بسيار مهمى در اختيار دارند كه در آفريدن حركت هاى فكرى و جريان هاى ذهنى به كار گرفته مى شود. اين ابزار همان مطبوعات است. كار مطبوعات، كه در قبضه ى ما هستند، مطرح كردن نيازهاى ضرورى و حياتى و شكايات و درد دل هاى مردم است كه با آفريدن عوامل نارضايتى و خشم به آن دامن مى زنند; چرا كه مطبوعات تجسّم و مظهر پيروز شدن آزادى عقيده و بيان اند; امّا حكومت هاى «گوييم»[3] نفهميدند كه چگونه از اين ابزار استفاده كنند، از اين قدرتى که به دست ما افتاد و ما از طريق مطبوعات به آن قدرت حركت آفرين و مؤثر رسيديم، و خود همچنان پشت پرده باقى مانديم. دست ما پر از طلاست و مى دانيم كه اين طلا را در مقابل درياهايى از خون و عرق هاى ريخته شده به دست آورديم. آرى، آنچه كِشتيم درويديم. مهم نيست كه ملت ما چقدر قربانى داده است; زيرا هر قربانى ما در پيشگاه خداوند با هزار قربانى «گوييم» برابری مى كند.[4]

يكى از ويژگى هاى اساسى رژيم صهيونيستى، وجود و تثبيت عقيدة خالص نژادپرستى است كه در جاى جاى بخش ها، مؤسسات، هيئت ها، تصميم ها و برخوردهاى آن ها، و هم چنين در تمامى عرصه ها و جهت گيرى ها ريشه دوانيده و در انديشه ى آنان رسوخ كرده، رفتارها را تحت حاكميت خود در مى آورد

صهيونيست ها  يهوديان را قومى برتر و داراى فضيلت و شرافت و ديگران را پست و منفور و در خدمت يهود مى پندارند.[5] حتّى آنها غير يهوديان را در حدّ حيوانات و چهارپايان مى دانند.[6]

اين اعتقاد آنها، سبب تنفّر و انزجار جامعة انسانى نسبت به آنها تا در طول تاريخ  شده است، و همين روح تبعيض نژادى يهوديان صهيونيست منشأ پيدايش اسرائيل غاصب بوده است.[7]

صهيونيست ها با همة وجود و از اعماق جان، معتقدند كه از غير يهوديان بالاتر، برتر، و ارزشمندترند; چنان كه «ناهوم سوكوف» كه صهيونيست ها او را از متفكران برجستة خويش مى دانند مى گويد: در ميان ملل متمدن، يهوديان بى گمان خالص ترند.[8] همچنين «الى لوبل»، يهودى و تبعة اسراييل نيز مى گويد:

عملاً به اعراب ساكن اسرائيل فهمانيدند كه به طبقة پست ترى تعلق دارند و پس از آن از اين امر، ثمربخشى و به كار گرفتن دستگاهى با قوانين تبعيض را نتيجه گرفتند. تا آنجا كه مى دانيم، هيچ كس جنبة قوانين فوق العاده را كه براى اعراب ساكن اسرائيل حكم فرماست كتمان نمى كند.»[9]

«اسرائيل شاهاك» رييس كميته حقوق بشر اسرائيل در كتاب خويش آورده است:
در اسرائيل .... حيوانات و نباتات هم به يهودى و غير يهودى دسته بندى شده اند. هدف نهايى دولت اين است كه طبقه بندى اشخاص را با روش مطلق و قاطع به سرحد طبقه بندى گوجه فرنگى هاى آن ها برساند.

وى هم چنين مى نويسد: تنها چيزى كه در اسرائيل ممنوع اعلام شده (در مورد ازدواج)، ازدواج دو نفر از دو دين متفاوت است.[10]همچنین «ل پينكر» نيز دربارة «اصالت» نژاد يهود چنين مى گويد:
يهوديان را نيز مانند سياهان و زنان بايد آزاد كرد; امّا اين امر براى ايشان، يعنى يهوديان، صورت ناجورترى دارد; زيرا برخلاف سياهان، آنها به نژادى اصيل تعلّق دارند.[11]

«ماكس نوردو» در سال 1897 طى بيانيه اى، يهوديان را مردمى كوشاتر و تواناتر از متوسط اروپائيان و آسيايى ها و آفريقايى ها را مردمى بى حال و تنبل مى شمارد.»[12]

صهيونيست ها هر آنچه را مانع فعاليّت زيانبخش خويش مى شود ناديده مى گيرند و يا آن را به صورتى جز آنچه هست جلوه مى دهند. دانشوران و سياستمداران صهيونيست مى دانستند كه براى رسيدن به هدف هايشان بايد بر احساس قوميت افراطى (يعنى خالص ترين نژاد در ميان ملل متمدّن) تكيه كنند.[13]

سياست رژيم صهیونيستی، براساس اصول تفكّر تبعيض نژادى صهيونيسم استوار شده است. دكتر حامد ربيع، از دانشمندان عرب، اين واقعيت (تثبيت نژادپرستى در نظام سياسى رژيم صهيونيستى) را اين گونه بيان كرده است: «تبعيض نژادى، با تمام مظاهر و عناصر و پاية اساسى كه دارد، يكى از ويژگى هاى متمايز كنندة وضع حكومتى اسرائيل در حال حاضر است ».[14]

پروفسور «روژه گارودى» انديشمند مسلمان فرانسوى نيز معتقد است كه نژادگرايى، سرآغاز و زمينة منابعى براى سياست توسعه طلبانة رژيم صهيونيستى به شمار مى رود. صهيونيست ها معتقدند كه آنها مردمى منتخب اند و ديگر ملّت ها بايد در خدمت آن ها باشند. بر همين مبنا، سياست غير انسانى رژيم صهيونيستى در مورد حقوق عرب ها و محروم كردن آن ها از حقوق سياسى، اقتصادى، اجتماعى و بهره بردارى از سرزمين هاى اشغالى، توجيه مى شود. به اين لحاظ، نژادپرستى صهيونيسم، نظامى كاملاً هماهنگ و الهام بخش قانون گذاران و دولت مردان اسرائيل است. اين نژادپرستى، از همان اوّل تجسّم طرح تئودور هرتزل (بنا به گفته ى خود او در كتابش) به شمار مى رفت.[15]

انسان هاى تحت سلطة اين رژيم، تنها به دليل منشأ نژادى خود، به طور پيوسته و به صورتى قانونى در مهم ترين جنبه هاى زندگى مورد تبعيض قرار مى گيرند; چنان كه «اسرائيل شاهاك» استاد دانشگاه بيت المقدس و رييس جامعة حقوق بشر اسرائيل در اين باره مى نويسد:

اين عقيدة دقيقاً سنجيدة من است كه دولت اسرائيل، دولتى نژادپرست در ابعاد كامل اين كلمه است، در زير سلطة اين دولت، انسان ها به دليل منشأ نژادى خود به طور پيوسته و به صورتى قانونى در مهم ترين جنبه هاى زندگى مورد تبعيض قرار مى گيرند. اين تبعيض نژادپرستانه همراه با صهيونيسم پا به عرصة وجود گذاشت و امروزه اساساً در همكارى با نهادهاى جنبش صهيونيستى در عمل پياده مى شود. اين اعتقاد خود را از طريق ارائه اسناد، متون قانونى و متن مقرراتى به اثبات خواهم رساند كه هم اكنون نيز در اسرائيل معتبرند ( و هر اسرائيلى خواه ناخواه از آن ها آگاه است) و از سوى دولت اسرائيل به مرحلة اجرا در مى آيند.[16]

نژادپرستى رژيم صهيونيستى در سرزمين هاى اشغالى آن قدر نمود چشمگيرى داشته كه سازمان ملل متحد، در سال 1975 م، ضمن قطعنامه اى، صهيونيسم را نوعى نژادپرستى خواند. هم چنين در كنگره هاى گوناگونى نيز كه در اين خصوص در سراسر جهان برگزار شده، اصول نژادپرستانة صهيونيسم و نقش آن در پايمال كردن حقوق عرب ها محكوم شده است. از جمله آخرين نمونه هاي محکوميت جهاني صهيونيست ها از سوي مجامع بين المللي جهاني محکوميت اين رژيم در اجلاسي بود که  در سپتامبر ‌(4-16 شهریور 1380) در شهر دوربان آفریقای‌جنوبی‌تحت عنوان كنفرانس جهانی علیه نژادپرستی و تبعیض‌نژادی برگزار شد و طي آن حدود 3500 سازمان غیردولتی شركت‌كننده در اجلاس، ‌رژیم‌صهیونیستی را به عنوان رژیمی نژادپرست محكوم كردند و از سازمان ملل خواستار بازگرداندن مصوبات مجمع عمومی (برابری صهیونیست با نژادپرستی)‌ و تنبیه و مجازات این رژیم شدند.

در اين اجلاس نمایندگان آمریكا به منظور حفظ رژیم اسرائیل و برای پیشگیری از تصویب هرگونه اقدام فوری علیه رژیم‌صهیونیستی با تهدیدات گوناگون و ‌همراه اسرائیلی‌ها محل اجلاس را ترك كردند .

با وجود اين، رژيم صهيونيستى، بدون اعتنا به محكوميت جهانى، از سال 1948 م، قوانينى را در سرزمين هاى اشغالى فلسطين و سپس در كنارة غربى و نوار غزه و جولان به اجرا گذاشت كه در هيچ يك از كشورهاى دوران معاصر، نظير آن ديده نشده است.[17]

رژیم صهیونيستی به دنبال توسعه طلبی برای تحقق اسرائیل بزرگ: صهيونيست ها باتوجه به ادعاهاى بى اساس همچون تشكيل حكومت يهوديان، ادعای ارضى نسبت به فلسطين و توسعه آن از نيل تا فرات و ... اقدام به تشكيل دولت صهيونيستى اسرائيل نمودند و براى رسيدن به اين هدف، به كشتن هزاران انسان بى گناه و آواره كردن مردم مظلوم و بى دفاع فلسطين تمسك جسته و به هيچ يك از اصول انسانى توجه ننموده اند. و هم چنين براساس سياست هاى اتخاذ شده از جانب پايه گذاران و سياستمداران صهيونيستى، سرزمين هاى از نيل تا فرات از آن صهيونيست هاست و براى رسيدن به آن، بايد نهايت تلاش خويش را به كار بندند; چنان كه نُومن بنتوويچ معاون دولت اسبق فلسطين اشغالى در كتاب فلسطين يهودى مى گويد: «لزومى ندارد كه فلسطين ايده آل محدود به همين حدود تاريخى موجود باشد و هدف ما در مرزهاى آن محبوس گردد. اجتماع يهودى مى تواند مرزهاى فلسطين آينده را به همان وسعتى كه در تورات به آن ها وعده داده شده توسعه دهد». محض اطلاع بهتر است بدانيم وعدة تورات در مورد وسعت فلسطين آيندة يهود، از درياى مديترانه تا فرات و از لبنان تا رود نيل پيش بينى شده كه بايستى با دست برگزيدة يهود اداره شود».[18]

ويلهلم ديبل رهبر نهضت صهيونى در فلسطين طى يكى از نطق هايش مى گويد:
ما فعلاً موافق با تعيين حدود آيندة اسرائيل نيستيم; زيرا تا قدرت داشته باشيم براى توسعة خاك كشور آينده مان خواهيم كوشيد.[19]

مناخيم بگين رهبر نهضت و جمعيت يهودى ضمن خطابه اى در تل آويو مى گويد:
اسرائيل موجود فقط يك پنجم خاكى است كه بايد از پدران ما در دست ما باشد و اين وظيفة ماست كه چهارپنجم را با فعاليت و پشتكار به دست آوريم.[20]

بن گوريون طى نطقى در جشن فارغ التحصيلى دانشكدة افسرى يهودى در مارس 1949 ميلادى گفت:
در آينده جنگ را حرفة اصلى مردم اسرائيل مى نماييم تا بر تمام نقاط مورد نظرمان دست يابيم و تمامى ملت يهود را در خاك آبا و اجداد كه مرز غرب و شرق آن دو رود نيل و فرات است جمع مى كنيم.[21]

توسعه طلبى و شعار «از نيل تا فرات» چنان مورد توجّه سياستمداران صهيونيستى قرار گرفته كه حتى شعار رسمى پارلمان اسرائيل جمله ى «اى اسرائيل حدود تو از فرات است تا نيل»[22] است. طبق نقشة ملّى يهوديان هدف آن ها سراسر فلسطين، اردن هاشمى، سوريه، لبنان، قسمت اعظم عراق و منطقة وسيعى از خاك مصر شامل شبه جزيرة سينا و دلتاى رود نيل مى باشد. اغلب يهوديان پا را فراتر نهاده، چشم طمع به اراضى جنوبى «عقبه» كه «مدينه» در آن واقع است دوخته اند، چرا كه معتقدند اراضى حجاز در زمان قبل از اسلام به آن ها تعلق داشته است.[23]

بنابراين صهيونيست ها و در رأس آن رژيم صهيونيستى اسرائيل در همة زمينه ها داراى پرونده اى سياه هستند و شايد بتوان گفت هيچ گروه و نژادى به اندازه ى صهيونيست ها نسبت به جهان بشريت مرتكب ظلم و ستم نشده اند، در واقع بررسى جنايت هاى صهيونيسم در عرصه هاى مختلف، به ژرف انديشى کلام حضرت امام(رحمه الله) پى خواهيم برد. آن مرد الهى از همان ابتداى تشكيل دولت جعلی اسرائيل فرياد برآورد و خطر آن را بر عالم بشريت، به ويژه جهان اسلام اعلام نمود و نيز فرمودند: کراراً گفته ام و شنیده اید: « اسرائیل به این قراردادها اکتفا نمی کند و حکومت اعراب را از نیل تا فرات غصبی می داند»[24]، ولى متأسفانه سران كشورهاى اسلامى از خواب غفلت بيدار نشدند، در نتيجه وجود اين غده سرطانى عالم گير شد و خطر آن هر روز دنياى بشريت به ويژه عالم اسلام را تهديد مى كند، به همين دلیل است که باید گفت؛ اسرائيل محكوم به نابودی است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 [1]. امام خمينى(ره)، صحيفه ى نور، ج 1، ص 139، تاريخ سخنرانى: 1346/3/18 شمسى.
[2]. براى اطلاع بيش تر ر.ك: زياد ابو غنيمه، يهود در فرهنگ، تبليغات و رسانه هاى غرب، ترجمه ى عبدالفتاح احمدى، چاپ اول، تهران: مؤسسه فرهنگى، پژوهشى ضياء انديشه، 1380 شمسى، ص 2793.
[3]. «گوييم» در نظر صهيونيست ها «غير يهود» را شامل مى شود كه در خدمت يهود بايد باشند و حكم چهارپايان را دارند.
[4]. عجاج نويهض، پروتكل هاى دانشوران صهيون، ترجمه ى حميدرضا شيخى، چاپ اول، مشهد: بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1373، ص 262.
[5]. جعفر مرتضى الحسين العاملى، الصحيح من سيره ى النبى الاعظم، ج 4، ص 119.
[6]. همان.
[7]. ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، (تهران; دارالكتب الاسلاميه، چ 17، 1373 شمسى)، ج 1، ص 324.
[8]. يورى ايوانف، صهيونيسم، ترجمه ى ابراهيم يونسى، (تهران; مؤسسه ى انتشارات اميركبير، چ سوّم، 2536)، ص 76.
[9]. همان.
[10]. يورى ايوانف، جهان زير سلطه ى صهيونيسم، (بى جا، انتشارات سپاه، 1361)، ص 108 و جريس صبرى والى لوبل، صهيونيسم در فلسطين، (بى جا، انتشارات توس، 1350)، ص 50.
[11]. يورى ايوانف، همان، ص 109.
[12]. يورى ايوانف، همان، ص 75 ـ 76.
[13]. همان، ص 76.
[14]. حامد عبدالله ربيع، العنصريه ى الصهيونيه و منطق التعامل السياسى فى التقاليد الغربيه، ص 149، (به نقل از روزنامه ى جمهورى اسلامى، 13/ 6 / 1380، ص 7.
[15]. روژه گارودى، ماجراى اسرائيل صهيونيسم سياسى، ترجمه ى منوچهر بيات مختارى، ص 109.
[16]. اسرائيل شاهاك، صهيونيسم، نژادپرستى عريان، ترجمه  اصغر تفنگساز ص 212 ـ 211.
[17]. روزنامه جمهورى اسلامى، 13 / 6 / 1380، ص 7.
[18]. روزنامه ى جمهورى اسلامى، مورخه ى 25/1/1380، ص 9.
[19]. ولى الله يوسفيه، شهر نفرين شده، ص 98.
[20]. همان.
[21]. همان.
[22]. حدودُكَ يا اسرائيل بين الفراتِ الى النيلِ.
[23]. روزنامة جمهورى اسلامى، 25/1/1380، ص 9.
[24]. امام خمينی، کلمات قصار، ص 149


  خبرگزاری افغان ایرکا

• اخبار مرتبط:

• نظر شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری افغان ايرکا در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی و پشتو یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد