Share/Save/Bookmark

کد مطلب :73746
تاریخ انتشار : سه شنبه 29 اسد 1398 ساعت : 10:19:13

آیا اشرف‌غنی یک هزاره است؟

یکبار دیگر نگاهی به وضعیت رقت انگیز شیعیان و هزاره ها در افغانستان بیاندازیم تا به پاسخ این پرسش نه چندان دشوار برسیم که آیا به راستی اشرف غنی یک شیعه هزاره است؟

خیمه لویه جرگه کابل سه روز پیش شاهد یک همایش انتخاباتی اشرف غنی بود که در آن اغلب از شیعیان و قومیت هزاره دعوت شده بود. پس از آن همایش، روشنفکران و نخبگان حوزوی و دانشگاهی شیعه که در فضای مجازی از آنها به طنز و هجو به عنوان «کندک سخنگویان تیم تابوت ساز» یاد می شود، به صورت گسترده به بازتاب سخنان و کلمات قصار اشرف غنی، سرور دانش و امرالله صالح درباره هزاره ها و شیعیان پرداختند.
 
یکی از مهم ترین جمله هایی که از سوی «فیسبوک چلوونکی» های منسوب به اردوی تبلیغاتی غنی به نحو وسیعی دست به دست می شد این بود که او گفته بود: اگر روزي هزاره افغانستان تحت تهدید داعش و ... باشد، آن روز من هزاره هستم، اگر روزی شيعه افغانستان تحت تهديد قرار داشته باشد من یک شیعه هستم، تا تهدید از هزاره و شیعه ما رفع نشده است، من هزاره و شیعه هستم.
 
یک جمله معروف می گوید: عوام حافظه تاریخی ندارند و رویدادها، اظهارات و موضع گیری ها را به سرعت فراموش می کنند و به بازی های جدید سیاستمداران به زودی ایمان می آورند و دروغ های بزرگ جدید را به سرعت باور می کنند؛ اما در افغانستان، به نظر می رسد که حتی خواص و نخبگان نیز در این زمینه از عوام بیشتر نیستند. این بار نوبت آنهاست تا بدون ارجاع به پنج سال حکومت داری فاجعه بار اشرف غنی به استخدام دستگاه تبلیغاتی او درآیند و تمام قد به تبلیغ و ترویج و اشاعه گسترده دروغ های خوش آب و رنگ اش بپردازند که صرفا مصرف کوتاه مدت انتخاباتی دارد.
 

اما در میانه این هیاهوی فراگیر روشنفکران شیعه و هزاره برای به قدرت رساندن اشرف غنی، یکبار باید این پرسش را با خود در میان نهاد که آیا اشرف غنی یک شیعه هزاره است؟
 برای یافتن پاسخ این پرسش ساده، هیچ پاسخی صریح تر از عملکرد او در طول پنج سال گذشته نیست. اشرف غنی یک نامزد ناشناخته نیست که تازه از غرب بازگشته باشد و فرشته نجات این قوم فلک زده در بحران مرگبار افغانستان باشد. او پنج سال بر گرده های همین مردم سوار شده، از خون بیش از ۴۵ هزار جوان شان در صفوف نیروهای امنیتی و ده ها هزار غیر نظامی بی دفاع دیگر، تغذیه کرده تا به حکومت جور و جهل خود ادامه دهد.
 
اشرف غنی دیگر یک «متفکر» درس خوانده و دنیا دیده نیست که برای رهایی مردم افغانستان و به ویژه پایان دادن به محرومیت تاریخی شیعیان و هزاره ها، کرسی تدریس در دانشگاه های غربی را ترک کرده و به وطن بازگشته باشد تا با یک رسالت مقدس، وارد کارزاری دموکراتیک در انتخابات ریاست جمهوری شود. او همان کسی است که در طول حاکمیت وی، هزاران شیعه هزاره به جرم شیعه و هزاره بودن، کشته شده اند. او همان کسی است که دو سال پیش، طرح تبدیل غرب کابل به منطقه سبز امنیتی را داده بود. او همان کسی است که می گفت که برای امنیت غرب کابل و اماکن، همایش ها، اجتماعات، مکاتب، مراکز فرهنگی و ورزشی و... این منطقه، طرح ویژه امنیتی دارد. او همان کسی است که قرار بود برای امنیت هزاره جات، لوا تشکیل دهد. او همان کسی است که قول داده بود میدان دهمزنگ را میدان شهدای روشنایی نام گذاری کند، او همان کسی است که گفته بود زندان جغرافیایی هزاره جات را می شکند.
 

یکبار دیگر نگاهی به وضعیت رقت انگیز شیعیان و هزاره ها در افغانستان بیاندازیم تا به پاسخ این پرسش نه چندان دشوار برسیم که آیا به راستی اشرف غنی یک شیعه هزاره است؟
 این پرسش به ویژه متوجه روشنفکران و نخبگان جامعه شیعه و هزاره است که برای پول و به تأسی از معامله رهبران رفوزه شده قومی، به تریبون های فیسبوکی تیم تابوت‌ساز درآمده اند و تمام قامت از اشرف غنی تبلیغ می کنند.
 
برخی از آنها از خانواده های شهدا و قربانیانی هستند که قربانی سیاست های مبتنی بر نفرت و تبعیض و تعصب اشرف غنی علیه شیعیان و هزاره ها شده اند.
 
اگر اشرف غنی یک هزاره است، چند وزیر هزاره و شیعه در دولت او حضور دارند؟ سرور دانش می گوید که هزاره ها در قدرت هستند؛ ولی آدم های گمنام و ناشناسی هستند و دیده نمی شوند! شاید منظور او عملگی و کارمند رتبه چندم و عسکر و محافظ هم به عنوان سهم شیعیان از قدرت، قابل ارزش گذاری و محاسبه است و باید از این جهت از اشرف غنی سپاسگزار بود.

اشرف غنی هم در پاسخ به تظاهرکنندگان جنبش تبسم گفته بود که چند تن از محافظان شخصی اش، شیعه و هزاره هستند!

اما او اگر دروغ نمی گوید و متعصب نیست، وزرای کارآمد و پاکدست و صادق و دلسوز و درس خوانده شیعه را با پرونده سازی و بدنامی از کابینه بیرون نمی راند و به ناحق پشت میله های زندان نمی فرستاد.

اشرف غنی اگر راست می گوید پس از احراز بی گناهی عبدالرزاق وحیدی نه تنها باید از او عذرخواهی می کرد؛ بلکه با بازگرداندن او به پست پیشین اش، اکلیل حکیمی را راهی زندان می کرد.

اشرف غنی اگر واقعا عملکرد ننگین عبدالرحمن خائن علیه شیعیان افغانستان را مردود می داند، سنت سیئه او در زمینه تحمیل بلای ابدی کوچی‌ها بر هزاره ها و شیعیان را ادامه نمی‌داد و در نزاع کوچی و بومی، آشکارا جانب کوچی های متجاوز را نمی گرفت.

آنهایی که تصور می کنند با یک کلاه هزارگی، اشرف غنی هزاره شده است یا احمق اند و یا عمدا خود را به حماقت زده اند.


  عبدالمتین فرهمند

• اخبار مرتبط:

• نظر شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری افغان ايرکا در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی و پشتو یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد