Share/Save/Bookmark

کد مطلب :79540
تاریخ انتشار : دوشنبه 9 سرطان 1399 ساعت : 18:00:17

گفت و شنودهای ناهيد علومی مدير مسوول مجله بانو با آصفه ستانکزی بانوی پيشگام و نخبه کشورمان در ایران

روزی در يکی از پُست های دوستان کامنت اعتراض گونه يی نوشتم، اين اعتراض سبب شد تا مصاحبه امروزی بر مبنای آن شکل گيرد.
بلی!
گفت شنود امروزی با دوشيزه آصفه ستانکزی عزيز خدمت تا پيشکش ميشود...
آصفه جان عزيز زمانی که سه ساله بود، با والدين اش از ولايت لوگر افغانستان به ايران کوچيدن، البته اين رفتن ناشی از پديده شوم مهاجرت های اجباری بود که فاميل ستانکزی را هم مجبور به ترک وطن نمود... .
او مکتب و پوهنتون را در کشور ايران به اتمام رسانيده است و فعلاً دوره ماستری خويش در حالت تکميل نمودن است . بيشتر آنرا از زبان خودش ميخوانيم:


• ناهید: آصفه جان عزيز سلام برشما ، تشکر از اينکه خواهش مرا مبنی بر گفت وشنود پذيرفتيد، اگر در آغاز خود را معرفی نمايد، خوش ميشوم.
آصفه: با عرض سلام و وقت بخیر خدمت شما دوستان گرانقدر، من آصفه ستانکزی هستم خبرنگار خبرگزاری افغان ایرکا و رئیس تیم جوانان آینده نگر و متعهد به بشریت (جام)، همچنان محصل دوره ماستری رشته اقتصاد در دانشگاه ولی عصر رفسنجان ولایت کرمان می باشم، که عمده فعالیت های من در بخش خدمت به  مهاجرین افغان ما در ایران و مسایل علمی ، فرهنگی دو کشور و بخش های رسانه ای بر میگردد. علاوتآ من افتخار محصل بودن یک اکادمې کاملآ جدید که در امریکا به ابتکار ما افغانها بنام اکادمی برای لیدرشیب مدنیت بین المللی ایجاد ګردیده نیز دارم.


• ناهيد: در شناسنامه تان خواندم، که شما مصروف گرفتن ماستری تان هستيد، آيا برای بدست آوردن آن زياد زحمت را متقبل شده ايد؟ چون تا جايکه معلومات است، دولت ايران زمينه تحصيل را برای مهاجران افغان محدود ساخته است.
آصفه: حقیقتا هیچ دست اوردی به سادگی نیست، کاملا بخاطر دارم زمانی که صنف دوم ابتدایی بودم، اعلام شد که متعلمین افغان مشمول مکاتبی که در سطح شهرها تحصیل میکنند دیگر حق تحصیل ندارند، ان سال بخاطر زحمات مدیر گرانقدر مکتبم سرکار خانم ناطقی دو ماه اول را بدون رسمیات که کسی بداند درس خواندم (حتی زمانی که از اداره بالا هیتې می امد، من را از صنف میکشیدند و به یک جای دیگه پنهان می شدم که نفهمند یک متعلم افغان در اینجا به صورت غیر رسمی درس میخواند، متاسفانه این خبر به گوش ادارات بلند مرتبه  آموزشی رسید و من را از مکتب بیرون کردند، با چشمانی پر از اشک به خانه برگشتم و نمیدانستم چرا و به چه دلیل دیگر حق رفتن به مکتب ندارم به هرحال آن سال که متعلمین افغان را نگرفتند اما خوشبختانه برای سال بعدش قوانین تغییر کرد و من توانستم حتی ان سال را هم به صورت امتحان جهشی کامیاب شوم و از درس عقب نمانم، بعد هم وقتی وارد دوره متوسطه شدم مدرک کارت اقامتی که داشتم سن ام را اشتباه در انجا وارد کرده بودن در حالی که از ۱۳ سال بیشتر نداشتم اما سن ام را  ۱۸ساله نوشته بودند و همین موضوع سبب شد تا من را بازهم از مدرسه بیرون کنند که یا برو اسنادت را اصلاح کن و یا هم در این مکتب حق درس خواندن نداری، بازهم گریه کنان به خانه برگشتم و این بارهم به صورت غیر رسمی یک سال را درس خواندم با تمام پیگیری ها و زحماتی که خانواده ام متحمل شدند اما کارت اقامتی من را اصلاح نمیکردند و ادارات پاسخگو نبودند،  حتی چندین هفته را پیاپی من و مادرم فقط بخاطر گرفتن یک معرفی نامه از شش صبح تا دوازده چاشت در اداره آموزش و پرورش سپری کردیم . بلاخره به واسطه فضل الهی بعد از یکسال موضوع اشتباه سن من که در مدرک اقامتی ام نوشته بودند را درست کردند و من بازهم خوشبختانه با امتحانی که به صورت جهشی آن سال دادم کامیاب شدم به مقطع تحصیلی بالاتر راه پیدا کنم.
صنف دهم و یازهم را در مکتبی که مخصوصا متعلمین افغان بود گذراندم، هرچند به لحاظ معلم ها خیلی خوب بود اما امکاناتی نداشت و ما بخاطری که افغان بودیم مجبور بودیم فقط در همان مکتب درس بخوانیم و حق درس خواندن در کدام مکتب دیگر را نداشتیم اما صنف دوازدهم را در یک مکتب خیلی عالی سپری کردم  آن هم نه به آسانی، به آن دلیل که در پایان سال صنف یازدهم از ان مکتب متعلمین افغان از ۱۸ متعلم فقط سه نفر کامیاب به صنف دوازده شده بود برای همین ما سه نفر باید در یک مکتب دیگه تحصیل میکردیم چون تعداد ما برای تشکیل یک صنف کافی نبود، شاید باور نکنید اما در یک هفته ما هر روز ده دفعه به اداره اموزش و پرورش و مکتب مراجعه کردیم تا بتوانیم در آن مکتب شامل شوم، آخر پدرم از بس ناراحت شده بود گریه کرد پیش مسولین که چرا ثبت نام نمی کنید که خدا را شکر  باز پذیرفتن و بعد هم خوشبختانه وارد دانشگاه شدم ، در حالی که نمره کامیابی در رشته های پیراپزشکی را در دانشگاه های شهرهای دیگر ایران و رشته زبان انگلیسی را در دانشگاه تهران آورده بودم اما به لحاظ هزینه ای چون شهریه های تحصیل در این رشته ها بالا بود و همچنان اینکه خانواده‌ام از اینکه در آن زمان یک شهر دیگه تحصیل کنم موافق نبودند، مجبورا در رشته اقتصاد در دانشگاه دولتی ولی عصر رفسنجان در محل سکونت خود تحصیلات دانشگاهی را آغاز کردم و خوشبختانه ماستری ام را هم در همین دانشگاه میخوانم و امروز خیلی خوشحالم که در این رشته تحصیلی در حال تحصیل هستم  چون فکر میکنم من واقعا برای همین رشته تحصیلی ساخته شده ام و علاقمند ادامه تحصیلاتم در مقطع دکترا در صورت امکان در یک کشور اروپایی می باشم، من همان دختری هستم که برای دوره لیسانسم خانواده ام نگران از تحصیلم در یک شهر دیگر بودند اما این حال حمایت آنها را برای تحصیل در یک کشور دیگر دارم.


• ناهيد: وضعيت دانش آموزان افغان را در ايران چطور بررسی مينمايد؟ آيا درس و تعليم آنها به اساس بورس های تحصيلی دولتی است و يا اينکه فيس درس را خود شاگردان پرداخت ميکند؟
آصفه: در مورد شرایط تحصیلی همان قسم که حداقل از سرگذشت تحصیل خودم برایتان شرح دادم از گذشته ها مشکلات زیاد وجود داشته اما این حال ومخصوصا درسالهای اخیر شرایط بهتر شده است.
قوانین تغییرات مثبت کرده است من بجز خودم یک  برادر محصل و یک برادر متعلم دارم وقتی مقایسه میکنم ، برای زمان نسل جدید شرایط خیلی بهترترشده حتی ما شاهد هستیم در چند سال اخیر کسانی که مدارک اقامتی هم ندارند میتوانند ازادانه تحصیل کنند‌، از طرف دیگر محصلین افغان که اینجا تمام دوره تحصیلی خود را سپری کردند امتیازاتی دارند که حتی ایرانی ها ندارند، بله شاید برایتان تعجب اور باشد، اینکه هرمحصل افغان که در اینجا تحصیل کرده باشد بدون دادن امتحان کانکور هم با همان هزینه ای که یک محصل ایرانی باید باکانکور پذیرش شود میتواند تحصیل کند که البته این از خدماتی هست که ویژه اتباع خارجی هست که مشمول ایرانی ها هم حتی نمیشود، در قسمت بازشدن مرزهای تحصیلی خوشبختانه خیلی شرایط نسبت به گذشته تغییرات مثبت  کرده و دیگر مثل گذشته نیست.


• ناهيد: آيا هميشه اول نمره بودن و ممتاز بودن تان در صنف، قابل پذيريش برای همصنفی های ايرانی  هم بوده، يا اينکه سبب حسادت انها ميشد؟
آصفه:  نکته جالبی را اشاره کردید ، موضوع حس حسادت و رقابت اصولا همیشه وجود دارد و برای منم همیشه وجود داشته، در مکتب هم از طرف هم صنفی های ایرانی و افغانم هردو وجود داشته و گاهی حتی با برخی رفتارهای نه چندان خوب بامن اتفاق افتاده، اما نمیتوان حسادت را فقط به یک مردم خاص نسبت داد همین اکنون که یک شخص فعال هستم بسیاری از محصلین  و مهاجرین افغان  را میبینم که به شکل های مختلف به فکر برنامه چیدن برای متوقف کردن فعالیت هایم هستند تا هر روز چهره  من را که با افتخار از طریق رسانه ها می بینند، برایشان خوشایند نیست. بنابراین حس حسادت بین همه می تواند وجود داشته باشد


•  ناهيد: در شناسنامه تان آمده که شما عضو کانون محصلين افغان در پوهنتون و مسوول کميسيون زنان آن بوده ايد، ميشود کمی در مورد توضيح نمايد؟ضمناً شما در ايران شبکه تلويزيونی ، روزنامه و مجله هم داريد؟ يا خير!
آصفه: بله شروع کار من در اجتماع شاید از کانون محصلین افغان (کانون دانشجویان نواندیش و اینده ساز افغانستان) که در دانشگاه مان تاسیس توسط جمعی از محصلین تاسیس شد و عمده  فعالیت های فرهنگی ، علمی و اجتماعی مربوط به افغانها را انجام میدادیم.
خوشبختانه نهادهای علمی، فرهنگی و اجتماعی بسیاری در ایران و در دانشگاه های ایران مخصوص افغانها  توسط خود فرهنگیان و محصلین افغان وجود دارند که کار بسیار میکنند.
و البته گام های روز اولم را شاید بگم از این نهاد اغاز کردم اما تا این حال با نهادهای علمی، فرهنگی، رسانه ای و اجتماعی بسیاری کار میکنم که از جمله انها مجمع دانشمندان و متخصصان افغانستان با ریاست داکتر عزیز الرحمن حکمی ، مرکز تفاهم و هماهنگی افغانها، انجمن علمی اقتصاد، پروگرام ارتقا اموزشی محصلین افغان می باشد. و در بخش های رسانه هم با خبرگزاری افغان ایرکا و خبرگزاری شمله در بخش  تهیه گزارش های خبرهای افغانان پیش قدم بودم.


• ناهيد: روز مره گی های آصفه جان را به غيراز درس خواندن چه چيزهای ديگر  تشکيل ميدهد؟
آصفه: شاید برایتان جالب باشد من هیچ وقت در طول تحصیل و زندگیم نبوده که صرفا فقط درس بخوانم،من همیشه در کنار تحصیل مشغول به یک فعالیت اجتماعی بودم، از سال اول دانشگاه برایتان شرح میدهم همزمان با تحصیل در سال اول دانشگاه وارد کار برای تدریس زبان انگلیسی دریکی از موسسات اموزشی زبان انگلیسی  شدم همچنان مشغول کار در بخش های فرهنگی مثلا اشتراک در نمایشگاه های فرهنگی ایران و افغانستان از طریق کانون دانشجویان افغان بودم، در انجمن علمی اقتصاد فعالیت های علمی همکار بودم یا در سال ۱۳۹۷  در برگزاری کنفرانس بین المللی گسترش همکاری های علمی ایران افغانستان که وزیر تحصیلات عالی افغانستان را دعوت کردیم بودم که البته مشاوره دهی اساتیدم بخصوص جناب داکتر انصاری و داکتراسکندری در این مسیر تسلی بخش بود ، بعد هم کم و بیش در بخش های اقتصادی کارهایی را انجام دادم و پس از شروع دوره ماستری در بخش های سامان دهی کودکان کار افغان از سرکها اغاز به کار کردم بعد هم در شرایط حساس کرونا  موفق شدم از دولت ایران پنج هزار بسته حمایتی برای افغانها بگیرم که باعث ان شد حتی این طرح ما یک مدل برای سایر ولایت ایران شود و این حال هم روی دو موضوع مهم دیگر روی کار هستم اول ایجاد دفتر قونسولگری در کرمان و دوم هم ایجاد دفتر حمایت از مهاجرین افغان که خوشبختانه دفتر حمایت از مهاجرین افغان را در همین روزهای نزدیک افتتاح میکنیم و هدف این دفتر یک واسط همکار بین مهاجرین و ادارات داخلی ایران از طریق اداره مهاجرین و ادارات افغانستان برای رفع مشکلات شان خواهد بود همچنین توجهات ویژه به مسایل اقتصادی و حقوقی از اولویت های ماست.
در قسمت ایجاد قنسولگری افغانستان در کرمان هم با مقامات وزارت خارجه و سفارت جمهوری اسلامی افغانستان درتهران همکاری های ما صورت گرفته، ان شالله که در این بخش هم مثل ایجاد دفتر حمایت از مهاجرین موفق خواهیم بود. در مورد روزمرگی هم باید گفت تماما من کار میکنم و حتی صحبتهای معمولی هم که با تلفن دارم انها هم از سر مسایل کاری و یا نهایتا درسی هست! که خلاصه من تمام روز بجز کار مصروف فعالیت هایی هستم که در کنار درس انجام‌میدهم
نهایت زمانی که بجز مسایل کاری میمانم، رفتن به گردش با اعضای خانواده می باشد و یا گاهی هم دوچرخه سواری و یاهم شنیدن موسیقی ...


• ناهيد: به چند زبان بلديت داريد؟
آصفه: من به زبان فارسی، انگلیسی و پشتو بلدیت دارم . البته  زبان شیرین فارسی ام  قوی تر هست نسبت به زبان شیرین پشتو یم
شاید برایتان جالب باشد سال های اول مکتب چون ان زمانها ما فقط به زبان شیرین پشتودر خانه تکلم میکردیم من هیچ چیز از زبان شیرینی فارسی درست نمی فهمیدم و معلم وقتی برایم میگفت پاک کن (پنسل پاک) را بیار من چند ساعت میگشتم تا پاک کن به چی می گویند همین موضوع سبب شد که بخاطر یادگیری درسها ما کلا به زبان شیرین فارسی تکلم ما شود
اما بازهم خوشبختانه از اینکه به هردو زبان کشورم بلدیت دارم خوشحالم ، واراده جدی دارم زبان شیرین پشتویم بهتر شود.  ان شالله  روی یک برنامه ریزی دقیق تر کوشش دارم که زبان پشتویمم نسبت به این حال قوی تر هم شود.


• ناهيد: شما بعد از اينکه منحيث مسوول محصلين افغان در پوهنتون مربوط انتخاب شديد، در مورد روابط اقتصادی،علمی و تخصيص بورسهای تعليمی برای وطنداران تان چه کارهای را انجام داده ايد؟
آصفه: خیلی ممنونم از سوال تان درخصوص باید بگم که در ان یکسالی که من مسول محصلین افغان در دانشگاه بودم با دادن طرح برگزاری کنفرانس بین المللی گسترش همکاری های تحصیلی ایران و افغانستان موفق به دعوت از وزیر تحصیلات عالی افغانستان و ایران  همراه با هیت شان در دانشگاه مان شدیم که محصول  ان را در اعزام محصلینی از افغانها که از افغانستان در ایران ( دانشگاه ولی عصر ) در حال تحصیل به صورت بورس رایگان و تخفیفات بزرگ هستند مشاهده کنید، برنامه فقط سه روز بیشتر نبود اما نزدیک به یک و نیم سال پیگیری هر روزه نیاز داشت که شاید باورتان نشود بعد از سه ماه پیگیری  هر روزه بلاخره موفق به اجازه رئیس دانشگاه مان در این بخش شدم چرا که بخاطر اینکه این برنامه حدود ۲۰ هزار دالر هزینه داشت که البته این پول در ایران بسیار پول زیادی هست همین موضوع بود که زحمات زیادی برای تصویب شدندش کشیدم. به عنوان یک خاطره باید بگویم که  قبل از همان روز نهایی تصویب این طرح یک جلسه با چندتن از مسولین دانشگاه مان داشتیم که در خصوص ضرورت اجرا این کنفرانس با انها تشریح میکردم یکی از انها به من گفت مگر افغانستان بجز مواد مخدری صادراتی هم دارد که بخواهیم روابط تجاری شان را بررسی کنیم؟ یا مگر کم محصل افغان در اینجا داریم‌که بخواهیم از افغانستان هم محصل بیاریم، خلاصه هر قسم ادم هستند و ان لحظه من فقط سکوت کردم و در تنهایی خودم اشک ریختم وباخود عهد کردم که اشتباه میکند افغانستان فقط مواد مخدر نیست و...
که خوشبختانه زمانی که طرح تصویب شد و اجرا شد تمام کسانی که مخالفان این برنامه بودند  سرافکنده شدند. حتی با اجرا این برنامه با حضور وزرای دو کشور روزی مشخص به نام روز ایران و افغانستان در جنتری ها قرار به ثبت شد، در مجموع از زحمات تمام کسانی که زحمت کشیدند بخصوص رییس دانشگاه مان اقای دکتر دهقان و سایر همکاران واقعا قلبا صمیمانه سپاس گزارم که یک دیدگاه بلندی دارند.


• ناهيد: تا جايکه از طريق رسانه های شنيداری و ديداری ميبينيم، مسوولين دولتی ايران از نهايت حرکات خشن در مورد مهاجران  افغان استفاده ميکنيد، آيا سفارت افغانستان در تهران در مورد کدام اقدامی انجام داده اند؟
اصفه: در مورد رفتارهای خشن من که در ایران از زمان کودکی تا این حال اینجا هستم فکر میکنم بهتر از هرکسی که در خارج از ایران زندگی میکند میتوانم نظریات بهتر نسبت به اوضاع و شرایط بدهم. اول از همه اینکه در ایران سه تا پنج میلیون مهاجر افغان وجود دارد که واضحا مشکلات خاص خودشان را دارند.
ایران باتوجه به بندی زاهایی که هست و دشمنان سیاسی که در مجموع دارد با مشکلات خاص خودش همیشه دست و پنجه نرم کرده است .  در مورد رفتار مسولین دولتی من خواهشمندم از تمام دوستانی که صحبتهای من را میخوانند ، لطفا یک جانبه قضاوت نکنیم و اشتباه چند نفر را به همه دولت و حکومت ایران تعمیم ندهیم .
بله ، من که بحیث یک محصل اکادمې لیدرشیپ بین المللی مدنیت چیزی بهتز از همه یاد ګرفتم همین مثبت فکر کردن و جهانی فکر کردن و خدمت به بشریت است.  من خوشبختم که از اثر این اکادمی من مشکلات را طوری دیګر ارزیابی مینمایم  وهمیشه در جستجو بهتر شدن روابط بین انسانها و ممالک فکر مثبت مینمایم. از استادم داکتر ملت مل تشکر میکنم بخاطر این اکادمی.  از همین لحاظ من به به این باور ام که اشتباهات میشه، اتفاقات بد هم می افتد ، اما باید فقط همان تعداد کسانی که مقصر هستند ملامت شوند نه تمام حکومت و کشور ایران، ودر اینده برای جلوګیری ان توجه و همکاری نمود.
اگر توجه کرده باشید من در صحبتهای قبلیم اشاره کردم که یکی از ایرانی ها به من گفت مگر افغانستان بجز مواد مخدر دیگر صادراتی هم دارد؟ اما از طرف دیگر رییس دانشگاه مان یک برنامه با ان هزینه بلند را بخاطر افغانستان انجام داد یا مثلا مدیر اداره مهاجرین کرمان که در زمان کرونا یک کمک قابل توجه به افغانهای ما کردند
همه اینها نشان دهنده این است که ما هرقسم مردم و مسول داریم نباید همه را به یک چشم ببینیم و اشتباه یک نفر و یا صد نفر را به تمام مردم و یا تمام کشور ربط دهیم بنظرم اینکار معقولانه نخواهد بود از سویی دیگر منی که در ایران هستم بهتر متوجه هستم از طرف خود ما افغانها هم بسیار کم کاری ها اتفاق می افتد اگر به امار جرایم جنایی یک نگاهی بندازیم شاید بهتر متوجه بشیم چرا در خصوص کسانی که در ایران مدارک اقامتی ندارند ، عمل جدی تر وجود دارد.


• ناهيد: آيا سفارت افغانستان در مورد مشکلات مهاجران سعی و کوشش ميکند، و يا مانند بعضی سفارتخانه های مقيم در کشورهای مختلف خود را برای رفع معضل وطنداران به زحمت نمی سازند.
آصفه: سفارت جمهوری اسلامی افغانستان در تهران واقعا شبانه روز زحمت میکشد، اما متاسفانه بخاطر جمعیت زیاد مهاجرین در ایران و از سویی محدود بودن امکانات توانایی کار بیش از یک حد خاص را ندارد که جای دارد در همینجا از حکومت افغانستان در خصوص همکاری برای ایجاد قنسولگری در ایران همکاری بطلبیم.


• ناهيد: خانم ستانکزی در رابطه به حوادث اخير و جفای نابخشودنی  پوليس سرحدی ايران که عليه مهاجرين افغان انجام داده اند ، شما چه گفتنی داريد؟ طوريکه اطلاع داريد در بسياری کشور ها تظاهرات براه انداخته شده است، تاثيرات اين تظاهرات را بالای زنده گی افغانهايی  که انجا زنده گی مينمايد ،چطور ارزيابی مينمايد؟
آصفه: اتفاقات اخیری که افتاده باید ابتدا چند نکته را روشن تر کنم
اول اینکه لطفا اول از همه منابع خبری که فقط سفارت ما در ایران اعلام میکند را باور کنید
هرنوع خبری که مورد تایید سفارت ما نباشد باورنکنید چرا که یک تعدادی بخاطر منافع طلبی خودشان به دنبال برهم زدن روابط افغانستان با همسایگانش هست  طبق اخرین گزارشات هیتی که از افغانستان به سرپرستی وسرپرست وزارت خارجه اقای حنیف اتمر اعلام شده است . در خصوص موضوع به اب انداختن گزارش اعلامیه نهایی به زودی با توافق طرفین گزارش خواهد شد.
پیشنهاد میکنم دولت ایران مسولانه اجرات نموده و نتایج را با مردم افغانستان شریک سازد و اگر تثبیت شود که توطئه بوده برای بهبود روابط  بسیار خوب خواهد بود و در غیر اینصورت باید  دوکشور برای  جلوگیری ااز پیش امد این  مسایل و امنیت  و صلح دو کشور کارکنند
ما متیقن هستیم دولت ایران به اهمیت روابط ایران و افغانستان کاملا اگاه هست و درک میکند و امیدواریم که در این مسئله تحقیقات صادقانه نموده و نتایج ان را صادقانه با مردم افغانستان شریک سازد
من بحیث یک افغان احساسات افغانها در قبال ای حوادث را درک نموده و تقدیر مینمایم که دلشان بحال هموطنان می سوزند، و فریاد شان را در مورد بالا مینمایند.  اما باید اینرا هم قبول نمود که این تظاهرات هایی هم‌که میشود  ممکن باعث حل شدن مشکلات نخواهد بود بلکه مشکلات را شاید بیشتر نمیاید. و یا در خصوص اتش زدن به گفته سفارت افغانستان  باتوجه به مشکوک بودن ان موتر به مواد مخدر و سرعت بسیار بالا از مهمترین عوامل اصلی مقصر قاچاق بر بوده است .
هرچند دلایل خاص دیگری هم در کنارش بوده مثلا شلیک تیر به تایر موتر که تایر اتش گرفته براثربرخورد با گاردهای ریل جاده ولی مجموعا بیشترین کوتاهی از طرف قاچاق بر بوده است و این موضوع کاملا خاتمه یافته است و اجساد قربانیان به افغانستان انتقال داده خواهد شد.
و ما اصلا فرض مثال را هم میمانیم که بله همان پلیس ها این اشتباهات را کردند
اما بنظرتان ایا اشتباه چند نفر را باید به تمام یک ملت و دولت تعمیم دهیم'؟
فکر میکنم‌منصفانه نیست چرا که اینکه بگوییم ایران فقط کارش ظلم هست و هیچ فایده ندارد پس چرا سه میلیون مهاجر اینجا زندگی میکنند چرا مردم برای رسیدن به ایران خودشان را در سر مرزها جانشان را بخطر می اندازند؟
دوستانی که در خارج از ایران هستند هرگز این صحبتم را شایدنتوانند درک کنند.
اما برای من محصلی که در اینجاهستم و در اثر تیرگی روابط میبینید که  شاید طرز نگاه طرفم در اینجا فرق کند! ان هم از سوی کسانی که در ایران با افغانها خیلی خوبی کردند ولی میبینند که این افغانها  بجای انکه بیایند ارائه نظر و پیشنهاد برای کاهش مشکلات دهند.
مشکلات را اضافه تر میکنندمند هراس انذرا دارم که  این اعتراضات خدا ما خواسته اثرات منفی برای کسانی که داخل ایران زندگی میکنند خواهند گذاشت.
واضح است که هرچه روابط ایران و افغانستان یا دیگر همسایگان تیره تر شود سبب ان میشود که بخاطرچند نفری که متاسفانه مرده اند و دیگر در دنیا نیستند اما ۳۳ میلیون نفر دیگر با مشکلات مواجه شوند .
اگر مراودات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ما باهم تیره شود ایا میدانید چقدر سبب ضرر و زیان برای مردم افغانستان میشویم؟ تکلیف سه میلیون نفری که داخل ایران زندگی میکند چه میشود؟ ایا ان موقع هم شما هستید که  به ما ها در داخل ایران کمک کنید؟ ان موقع دیگر هرگز شمارا نخواهیم دید و ما میمانیم و این همه مشکلات!!
عزیزانم لطفا به کارهایی که به ظاهر وطن دوستانه هست و از سر احساسات هست کار نکنید.
معقولانه و علمی کار کنیم تا سبب مشکلات بیشترنشویم.


• ناهيد: روابط مردم عام ايران با خارجی ها به شمول افغانها چطور است؟
آصفه: در قسمت رفتار مجموعی مردم ایران با افغان ها در کل به مسایل خاصی بستگی دارد.
زمانی که روابط خوب هست بسیار هم خوب هست، انقدر هایی که به یک  افغان بخاطر زحمت کشی ، غیرت اش باور دارند حتی به خودشان هم باور ندارند.
در زمانهایی که یک افغان مشکلات خاص مثلا در زمینه تحصیل، بیمه یا...دارد میبینیم که چقدر ایرانی ها بخصوص همسایگان به هرشکلی به ادم کمک میکنند
حتی بسیاری از ایرانی ها کلید خانه شان را به افغانها میدهند که مواظب از کاشانه شان باشد تا زمانی که پس برمیگردد . ولی وجود دارند تعدادی از مردم تنگ نظری که حتی اگر یک زمین کوچک هم بخری توان دیدن ندارند، متاسفانه این ادمهای مریض همه جا هستند و فرقی هم ندارد کجایی باشی ، هرجایی که باشی بازهم نیش خود را می رسانند، ولی در مجموع به صورت کلی بخاطر اشتراکات فرهنگی و زبانی مردم دو کشور واقعا باهم روابط شایسته دارند.


• ناهيد: پيام اخير تان چه خواهد بود؟
آصفه: در پیام اخیر باید گفت: عزیزانم لطفا یک جانبه هرگز قضاوت نکنیم و تازمانی که ما اصلاح را از خود شروع نکنیم از دیگران توقع نمیتوان داشت. علی رغم‌تمام مشکلاتی که میان ایران و افغانستان وجود دارد اگر بررسی تحقیقی و علمی شود متوجه خواهیم شد هرقدر روابط تیره تر شود مشکلات بیشتر خواهد شد. پس بیاییم برای حل مشکلات راه حل هارا بیاییم.

با حرمت
ناهيد علومی
مدير مسوول مجله بانو


  خبرگزاری افغان ایرکا

• اخبار مرتبط:

• نظر شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری افغان ايرکا در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی و پشتو یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد