Share/Save/Bookmark

کد مطلب :79546
تاریخ انتشار : دوشنبه 9 سرطان 1399 ساعت : 19:01:15

تسلیم وکوچ اجباری، یا تفنگ وآزادی!

کوچی ها بار دیگر؛ بر مناطق بهسود با «حمایت دولت» حمله کردند.حمایت دولت از کوچی ها به گونه ی علنی بوده وهیچ ارگان دولتی تا هنوز ان را با "اسناد معمول" رد نتوانسته است. دولت عمدا مزاحمت برای تهاجم مسلحانه کوچی ها، ایجاد نمی کند.دولت طالبان را تشویق ومجهز می سازد. دفاع مشروع هزاره ها را مانع می شود. برای ایجاد امنیت آنجا، تا زمان که کوچی ها دست بالای در جنگ دارند، دولت کاری نمی کند.این؛ یعنی حمایت دولت از تهاجم کوچی ها.

تهاجم مسلحانه کوچی ها هر ساله به این مناطق، جزء پدیده جنگ وزور گویی قومی است . جنگ که با تاسف در ابعاد گوناگون آن، بشدت جریان دارد.تصفیه علنی در تمام ادارات دولتی بشکل بی پیشینه ای؛ در حال جریان دارد، که صدای پای طالبان به دروازه های کابل رسیده است.

درین باره چند نکته ی قابل تامل است:
ملیت ها واقوام افغانستان با تحمل سالها جنگ وویرانی؛ به جای اینکه به رفاه وآبادانی برسند،تمام ارزوهای شان بر باد رفتند. بربادی ارزوها وامید های آنها به زندگی، توسط مشتی دلال ومافیای اقتصادی با نام جهاد، رهبران دین وقوم و با شعارحقوق اقوام؛ صورت گرفته است. در چنین یک حالت چه باید کرد؟
 تکلیف چه باید کرد؛در واقع به تناسب اوضاع وامکانات داخل دقیق تر است.
 پس از سال 2001 منفور ترین کلمه ،برای هزاره ها «جنگ،جبهه،قوماندانی وداشتن سلاح» بود.

 به همین خاطر؛ زن ومرد به مکتب وقلم روی اوردند.هر چه هم سرش را از تن اش بریدند ،ودر خیابان های پایتخت وراهای عبوربه خانه ، خون شان جاری کردند ،برای حق تعیین سرنوشت اش ، به شعارهای مدنی وشهروندی دل بستند. (جنبش ملیونی تبسم و روشنایی).اما صفحه سرنوشت، گاهی به خواست ادم ها ورق نمی خورند. اکنون ورق را بر گردانده اند.

 قوماندان علی پور، نه تنها به عنوان مدافع محبوب، بلکه به "ستاره درخشان بر ا ی ازادی" در «هزارجات» تبدیل شده است. محقق وخلیلی برای گرفتن رای هزاره در زمان انتخابات به مرکزفرماندهی علی پور رفتند ودست او را بالا گرفتند وعکس تبلیغاتی اش را نشر کردند.اکنون هیچ کسی در هزارجات به اندازه او، محبوب دل ها نیست.این، یعنی تحمیل جنگ وجبهه برمدنیت وزندگی.این، یعنی شکست تاریخی حکومت های قومی در افغانستان. تجربه های تاریخی ، بشری وکنونی که نسل اندرنسل داریم؛ این است که در برابر چنین "یک وحشتی" هیچ کاری جز «دفاع ازادیبخش» همه ای راها به بن بست می رسند.

 وقتی شعار برابری ، برادری وهم وطنی با کشتارهمراه باشد.وقتی شعار های مدنی، با انتحار وانفجار مواجه شود.وقتی مردم آباد کنند وطالبان ویران نمایند.وقتی دیگران شهر بسازند وطالبان منفجرنمایند.وقتی دیگران سربازی نمایند وبرای "رای" به پادشاهی؛ دست اش قطع شوند وشاه وطالبان یکی شده و دست دیگری این مردم را قطع نمایند. وقتی مردم شفاخانه بسازند، تا طفل ومادری در امان باشند، طالبان آن را آتش بزنند. وقتی برای احیاء مدنیت، کلید ملک ودولت را به کرزی ها واشرف غنی ها، بسپاری ، آنها از این کلید تیغ بسازند وگردنت را ببرند. وقتی این سریال بیش از 300 سال ادامه یابد وهیچ روزنه ی امیدی وافق روشن دیده نشوند.هیچ راه جز دفاع، به هر وسیله وحمایت دست هر کشورشیطانی دیگری وهر امکان دیگری باقی نمی ماند.


  

• اخبار مرتبط:

• نظر شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری افغان ايرکا در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی و پشتو یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد