Share/Save/Bookmark

کد مطلب :80923
تاریخ انتشار : شنبه 5 ميزان 1399 ساعت : 09:24:40

سخنی با گلبدین حکمتیار (قصاب کابل)

بعد از شنیدن لاطائلات و مهملات گلبدین حکتیار در مصاحبه با تلویزون ملی، هزار بار افسوس خوردم که چرا یک جنگ‌سالار که در کشتار بیش از 100000 هزار هم‌وطنم نقش اساسی داشته است، این چنین میدان داده می‌شود تا با شانتاژ در رسانه ملی اقدام به نشر افکار باطل خود کند؛ خواستم در جوابش چیزی ننویسم که خموشی نکته‌ی نغز جواب ابلهان باشد اما امروزهِ روزکه  بازار مکاره گرم و افکار مسموم جامعه را به ورطه نابودی می‌کشاند، سکوت زیبنده نخواهد بود.

ابتدا لازم است جناب آقای انجینر صاحب گلبدین حکمتیار را بیشتر و بهتر بشناسیم، برای این منظور برای مطول نشدن به صورت خلاصه و تیتروار اشاره می‌شود.


معرفی گلبدین حکمتیار
گلبدین حکمتیار زاده قندوز و به ظاهر از قبیله غلجایی است، در دانشگاه کابل مهندسی می‌خوانده که به دلیل قتل وافکار باطل خود اخراج شده است، بعد از مرگ برادر بزرگترش اختر محمد با همسرش زبیده حکمتیار ازدواج کرد البته حکمتیار همسر دیگری نیز دارد. با کمک‌های مالی و استخباراتی سازمان سیا، آی اس آی پاکستان، عربستان سعودی و کشورهای عربی در افغانستان علیه شوروی و سایر احزاب جنگید. در سال ۱۹۷۱ به جمعیت اسلامی افغانستان به رهبری برهان‌الدین ربانی ملحق شد اما پس از سقوط دولت نجیب و تاسیس دولت اسلامی افغانستان در سال 1992 طبق پیمان پیشاور تمام احزاب افغانستان با آن توافق کردند به غیر از حزب اسلامی گلبدین حکمتیار که آن را نپذیرفت و حمله به کابل را آغاز کرد. بعد از تسلط طالبان بر افغانستان به ایران گریخت وتا سال 2002 در تهران زندگی می‌کرد و بعد از آن به پاکستان رفت مواضعی بر ضد ایران اتخاذ کرد.

برای رسیدن به اهداف و قدرت با دشمنان قدیمی و مخالفان خود مانند جنبش ملی اسلامی و حزب وحدت اسلامی در مقاطعی متحد می‌شد و هر زمان که نیازی نمی دید خیانت می‌کرد، در واقع فعل نمک به حرامی را او به خوبی صرف کرده است. گفتنی است، او تا سال ۲۰۱۶ با تمام حکومت‌هایی که در افغانستان به قدرت رسیده بودند از جمله جمهوری افغانستان، جمهوری دموکراتیک افغانستان، دولت اسلامی افغانستان، امارت اسلامی افغانستان، دولت انتقالی افغانستان و دولت حامد کرزی و پس از آن با دولت اشرف غنی جنگیده‌ است.

بعد از امضای توافقنامه صلح در سال 2016 بین او اشرف غنی به حکمتیار مصونیت قضایی داده شد و تحریم‌های سازمان ملل بر علیه او حذف شد اما دیر نیست زمانی که او دوباره این توافق را زیر پا بگذارد و خیانت کند.

بعد از شناخت اجمالی آقای حکتیار به عنوان یک قاتل، دانشجوی اخراجی، جنگ‌سالار، پیمان‌شکن و قدرت طلب، اینک به اصل موضوع و مصاحبه ایشان با تلویزیون ملی می‌پردازیم.

جدای از مباحث و موضوعات مطرح شده دیگر در این مصاحبه آنچه که ایشان در رابطه با مذهب تشیع مطرح کردند و به یک فرقه بزرگ اسلامی توهین کردند در این مجال پاسخ داده می‌شود هر چند که صحبت‌های ایشان از روی تعصب و در پاسخ به اظهارات اخیر آقای سرور دانش در بامیان است و به نوعی فرافکنی، حمیت جاهلانه، سم‌پاشی و سیاه‌نمایی، حول محور مسائل ذیل می چرخد: موروثی دانستن امامت در مذهب تشیع، مرجعیت تقلید و امام زمان غایب (عجل الله تعالی فرجه الشریف).


موروثی بودن امامت در تشیع
از آنجا که آقای حکمتیار زبانی جز زبان تفنگ و شمشیر را نمی‌فهمد و دنیا را از کلکین قدرت‌طلبی و انحصار نظاره می‌کند در اظهارات سخیف خود که ناشی از جهل و تعصب او نسبت به مذهب حقه تشیع است. می‌گوید:
«خودش از لحاظ مذهبی به امامت موروثی باور دارد، امامت موروثی، اولاده {حضرت} علی (علیهم السلام) را مستحق امارت می شمارد، مستحق امامت ‌میشمارد».

آقای حکمتیار که یک دانشجوی قاتل و اخراجی است معلومات او در رابطه با مسائل اسلامی را نباید بیشتر از این توقع داشت، او کسی است که از اعتقادات و فقه خودش (مذهب حنفی) نیز آگاهی ندارد. حکمتیار هیچ درکی از مقام امامت در مذهب حقه تشیع نداشته و ندارد، در واقع اعتقاد به امامت بزرگترین دلیل بر اثبات حقانیت تشیع است البته نه آن امامی که حکمتیار می‌شناسد و آن را مرادف با امارت و حکومت می‌خواند بلکه امامی که یکی از شئون او زعامت و رهبری امت در امور دنیوی و اخروی همراه با مرجعیت دینی و مذهبی است.

امام، از نظر شیعه یک رهبر سیاسی و پیشوای دینی به حساب می‌آید که هر دو سمت را با هم جمع کرده و هر دو جهت را عهده دار است و راه تعیین آن بر خلاف اظهارات سخیف و دور از حق حکمتیار موروثی نیست بلکه بر اساس اعتقادات شیعه، راه تعیین امام منحصر در نص شرعی است. یعنی امامت مقامی‌ است انتصابی و نصب امام، حق خداوند است، همان‌گونه که نبوت نیز مقامی‌ انتصابی است، و تعیین پیامبر حق و شان خداوند است و بس. برای نصب امام از جانب خداوند تبارک و تعالی که در بین شیعه امری متقن است و در سایر مذاهب اختلاف نظراتی وجود دارد دلایلی ذکر شده است که عبارتند از: برهان، عصمت، سیره پیامبر (ص)، برهان لطف، برهان رحمت، برهان هدایت و ... .

جناب آقای حکمتیار بر خلاف پندار شما تشیع با موروثی بودن امامت مخالف و با اعتقادات آنها کاملاً در تضاد و چالش است و به هيچ وجه چنين شيوه اي را بر نمي تابند و با فقط قدرت‌طلبی و جاه‌طلبی بدون داشتن صلاحیت‌های لازم که اصل حاکم بر ارزش‌های و معیار‌های شما است و از طول  دوران جهاد مردم افغانستان شما را با این وصف می‌شناسند میانه‌ای ندارند.

لذا در مذهب تشیع امام کسی است که از کمالات نفسانی و قابلیت عظیمی برخوردار است که نه قابل درک برای عامه است و نه امکان تعیین آن از سوی مردم وجود دارد در نتیجه تنها از طریق امر و نصب الهی و از جانب خداوند است. اما اینکه چرا امامت در یک نسل باقی مانده است؟

«اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه»، مسئوليت خطير امامت، دارای شرایط لوازم متعددي(مانند افضلیت، عصمت، اعلمیت و ...) است، بخش مهمي ظرفيت‌هاي والاي روحي و کمالات نفسانی اما بخشی دیگر وابسته به طهارت نسلي و شرافت معنوي كه اين امر به معناي كامل كلمه تنها در خاندان پيامبر (ص) كه منتهي به خاندان حضرت ابراهيم (ع) مي شد محقق بود که بزرگترین دلیل بر این مدعا آیه 33 سوره احزاب است.

می‌فرماید: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» برای تفسیر، شأن نزول، معنا و مصادیق آن می توانید به بزرگترین کتب تفسیری، صحاح و مسند‌های اهل سنت مراجعه کنید. بنابراين اگر انتخاب امامان را در نسل واحدي را شاهديم، اين امر از يك جهت به خاطر وجود تمام شرايط لازم معنوي در اين خاندان شريف است، هر چند از سوي ديگر انتخاب امامان وابسته به كنش هاي اختياري آنان است كه در تمام لحظات عمرشان از هر گونه آلودگي دوري كرده و همواره جزء بندگان شايسته خدا بوده اند.


امام زمان غایب (عج الله تعالی فرجه الشریف)
آقای حکمتیار در ادامه اظهارات باطل خود در خصوص وجود امام مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف)، منجی و مصلح آخرالزمان که در هر ملت، مذهب و حتی بین معتقدان به ادیان غیر الهی نیز مطرح بوده است تشکیک می‌کند و چنین می‌گوید:
یکی از فرزندایشان نواسه هایشان که نام امام زمان امام غایب می گویند و او روز در یک ویدئو می شنیدوم هیچ انسان به دنیا نمی‌آید مگر به اجازه امام زمان و هیچ برگی هم از درخت نمی‌افتد مگر به اجازه امام زمان.

جناب حکمتیار صاحب در معتبرترین منابع حدیثی اهل سـنت «صـحاح سـته» در احادیث فراوانی، اصـل اعتقـاد به مهـدي و حسب و نسب آن بزرگـوار حـتی بعضـی از علایم و شـرایط خروج و ظهور امام زمان، امام غایب، مطرح شـده است. . نیز بسـیاري از مواردي که در صـحاح مطرح شده است، با احادیث و روایات معتبر شـیعی منطبق است.

جالب آن که در سه کتاب از صحاح سته (سنن ابن ماجه، ترمذي و ابوداوود) باب خاصی را به «امام مهدي» اختصاص داده‌اند.

عالمان زیادی از اهل سـنت، تصـریح نمودند که اعتقاد به امام مهدی مورد اتفـاق مسـلمین است و برخی از آنـان قائلنـد که منکر خروج مهـدي، کـافر است و در این باره احادیثی نیز نقل کرده‌اند. (-1ینابیع الموده، ص 447؛ برهان فی علامات مهدي آخرالزمان، ص 178) حتی بعضی از فقهاي اهل سنت، منکر مهدي را واجب القتل می دانند و بعضی گفته اند: باید او را تعزیر و تأدیب کرد، تا به حق بازگردد. (ناصرالدین، مجله التمدن الإسلامیه، ش ،2ص 643؛ القول المختصر فی علامات مهدي المنتظر، ص26)
آقای حکمتیار که عمری بر سر سفره سیا و آی اس آی و سایر شبکه‌های استخباراتی دنیا نشسته است، القائات شیطانی آنها بر او بی تاثیر نبوده است که در اصل مسلّم و مورد اتفاق مهدویت تشکیک کند.

دانشـمندان زیادي از اهل سـنت، در موضوع امام مهدي کتاب ها نوشـتند، یا در کتب روایی خود، احادیث مربوط به مهدي را جمع بندي و تخریج کرده اند. حتی برخی دانشـمندان اهل سـنت، به تواتر احادیث مهدوي قائل شده اند و برخی دیگر، کتابی مستقل در موضوع امام مهدي نوشته اند که نمونه هایی از این موارد را مطرح می کنیم.


مصادر اهل سنت
با توجه به زیاد بودن مصادر فقط به آنهایی که مورد توجه اهل فن بوده و از اهمیت فراوان نزد اهل سنت برخوردار است اشاره می‌شود:
1-  المصنف از عبدالرزاق بن همام بن نافع حمیدي (متوفاي 211ق) معروف به ابوبکر صنعانی.
2-  الفتـن، اثر ابن حمـاد نعیم بن حمـاد بن معـاویه بن حـارث خزاعی (متوفـاي 228ق) معروف بـه ابوعبـداالله مروزي که از اسـاتید بخاري و بعضی دیگر از صاحبان صحاح سته می باشد.
3-  المصنف از ابوبکر بن ابی شیبه (متوفاي 235ق).
4-  مسند احمد بن حنبل (متوفاي 241ق)؛ احمد بن محمد بن حنبل از امامان چهارگانه اهل سنت، در مسندش  134حدیث درباره امام مهدي گرد آورده است.
5-  سنن ابن ماجه، اثر محمد بن یزید ربعی قزوینی (متوفاي 273ق).
6-  سنن ابو داوود، سلیمان بن اشعث سجستانی (متوفاي 275ق).
7-  سنن ترمذي (متوفاي279ق)
8-  مسند ابویعلی (متوفاي 307ق)
9-  الملاحم اثر احمد بن جعفربن محمد معروف به ابن المنادي (متوفاي 336ق)
10-  صحیح ابن حبان (متوفاي 356ق)
11-  المعجم الکبیر اثر سلیمان بن احمد طبرانی (متوفاي 360ق)
12-  المستدرك علی الصحیحین، نوشته محمد بن عبداالله نیشابوري معروف به حاکم نیشابوري (متوفاي  405ه.ق)
13-  حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء ابونعیم اصفهانی (متوفاي 430ق)؛ این نویسنده، کتاب هاي دیگري نیز ویژه امام مهدي نگاشته است که عبارتند از: نعت المهدي، الاربعون فی المهدي.
14-  السنن الوارده فی الفتن از ابوعمرودانی (متوفاي  442ق)
15-  مصابیح السنه از بغوي شافعی (متوفاي 519ق)
16-  جامع الاصول فی احادیث الرسول از ابن اثیر جزري (متوفاي  606ق)
17-  تاریخ دمشق ابن عساکر (متوفاي 711ق)
18-  فرائد السمطین جوینی شافعی (متوفاي  720ق)
19-  المنار المنیف از ابن قیم جوزیه (متوفاي 751ق)
20-  النهایه، تألیف ابن کثیر دمشقی (متوفاي  774ق)
21-  الفصول المهمه فی معرفه احوال الائمه ابن صباغ مالکی (متوفاي  855ق)؛ وي با این که سنی مالکی است، این کتاب را درباره ائمه دوازدهگانه شـیعه نوشـته است و در فصل دوازدهم، روایات فراوانی درباره امام مهـدي مطرح می کنـد. وي در این کتاب می‌ پذیرد که مهدي موعود، همان محمد بن حسن عسکري علیه السلام است که اکنون در غیبت به سر می برد.
22-  الصواعق المحرقه از ابن حجر هیتمی (متوفاي 973ق)
23-  کنزالعمال از متقی بن حسام الدین هندي (متوفاي  975ق).


کتاب هاي ویژه امام مهدي از اهل سنت
با توجه به فراوانی کتب فقط به برخی اشاره می‌شود:
1-  عباد بن یعقوب رواجنی (متوفای 250ق): اولین کسی است که به صورت مستقل، کتابی درباره امام مهدی نوشته است به نام «اخبار المهدی». وی کتاب دیگری دارد به نام المعرفه فی معرفه الصحابه.

2-  ابوبکر بن ابی خیثمه (متوفای 279ق): کتاب او احادیث المهدی و اخبار المهدی نام داشت.

3-  ابوالحسین احمد بن جعفر بن المنادی (متوفای 336ق): وی کتابی مهم با عنوان الملاحم نوشته به گونه ای که افرادی چون ابن حجر هیثمی، مقدسی شافعی و متقی هندی از آن نقل کرده اند.

4-  ابونعیم احمدبن عبدالله اصفهانی (متوفای 430ق): وی فقط درباره امام مهدی سه کتاب مستقل به نام های: الاربعون فی المهدی، نعت المهدی، مناقب المهدی نگاشته و در آن، احادیث مربوط به امام مهدی را نقل کرده است؛ البته متأسفانه این کتاب ها در دسترس نیست؛ اما سیوطی احادیث موجود در کتاب الاربعون فی المهدی را به صورت جدا در کتاب الحاوی للفتاوی آورده است.

5-   محمد بن یوسف کنجی شافعی (متوفای 657ق): وی کتابی را با عنوان البیان فی أخبار صاحب الزمان با جمع آوری احادیث مهدوی نوشته است که کتابی منظم و دارای تبویب منسجمی است.

6-   یوسف بن یحیی مقدسی شافعی (متوفای 685 ق): وی کتابی دارد به نام عقد الدرر فی اخبار المهدی المنتظر.

7-   ابن کثیر دمشقی (متوفای774ق): اسماعیل بن کثیر دمشقی در کتاب البدایه و النهایه خود تصریح می کند که کتابی خاص درباره ایام مهدی تألیف کرده و احادیث متعددی را در این رابطه در آن آورده است.

8-   ابوبکر، جلال الدین سیوطی (متوفای 911 ق): وی کتابی دارد به نام العرف الوردی فی اخبار المهدی. در این کتاب، احادیث بسیار زیادی درباره امام مهدی آورده و تا حدودی به تحلیل آن پرداخته است. البته کتاب العرف الوردی در مجموعه نوشتاری او درالحاوی فی الفتاوی آمده است.

9-   محمد بن طولون دمشقی (متوفای 953ق): وی کتابی درباره امام مهدی تألیف کرده است، به نام المهدی الی ماورد فی المهدی.

10-    احمد بن حجر هیتمی مکی (متوفای 974ق): کتاب او القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر است.

11-   علی بن حسام الدین متقی هندی (متوفای 975 ق): وی که صاحب کتاب کنز العمال فی السنن والاقوال است، کتابی به نام البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان تألیف کرده که ویژه احادیث درباره امام مهدی است.

12-   ملا علی بن سلطان القاری (متوفای1014 ق): وی نیز صاحب کتاب ویژه احادیث مربوط به امام مهدی است، به نام المهدی من آل الرسول. این کتاب به نام المشرب لوردی فی مذهب المهدی نیز منتشر شده که کتاب کوچکی است.

13-   مرعی بن یوسف کرمی حنبل (متوفای1033ق): کتاب او درباره امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرائد الفکر فی الامام المهدی المنتظر نام دارد.

14-   محمد بن اسماعیل امیر یمانی (متوفای1182ق): کتاب او سبل السلام نام دارد.

15-  قاضی محمد بن علی شوکانی (متوفای 1250ق): کتابش التوضیح فی تواتر ما جاء فی المهدی المنتظر و الدجال و المسیح است.

16-   شهاب الدین احمد بن اسماعیل حلوانی شافعی (متوفای 1308 ق): کتاب او القطر الشهدی فی اوصاف المهدی است.

در قرن اخیر نیز دانشمندان و محققان زیادی کتاب یا رساله و مقاله نوشته اند که فقط به سه مورد اشاره می کنیم:
1-   شیخ مصطفی بکری، کتابی با نام الهدایه الندیه للامه المهدیه فیما جاء فی فضل الذات المهدیه نوشته است.
2-   احمد بن محمد بن صدیق (متوفای 1380ق) کتابی با نام ابراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون نوشته است. نویسنده در این کتاب، شبهات و خدشه های ابن خلدون درباره مهدویت را بررسی کرده و به برخی از آن ها پاسخ داده است.
3-   عبد المحسن العباد که از مسؤولان دانشگاه عربستان سعودی می باشد. وی درباره امام مهدی کتابی نوشته است با عنوان عقیده اهل السنه و الاثر فی المهدی المنتظر که البته نظرات خاصی را نیز در این کتاب ابراز داشته است که بی انصافی او درباره مذهب شیعه را نمایان می کند.
در این خصوص فقط به همین موارد بسنده می‌کنیم و بزرگواران را به کتب معرفی شده در این باب ارجاع می‌دهیم.


موروثی بودن مرجعیت و مقام مذهبی
همانطور که گذشت، عرض شد که در تشیع اصولا هر انتخابی بر اساس معیار، ارزش‌ها، لوازم و صلاحیت‌ها است و اینکه ایشان مرجعیت در تشیع را موروثی می‌داند جای سوال دارد! که در این عصر چرا و چگونه این مزخرفات را اینگونه بر زبان می‌آورد و قم و نجف را قبله تشیع می‌داند، بله قم و نجف به دلیل موقعیت مذهبی و معنوی که دارند در نزد شیعه از جایگاه بالایی برخوردار است و مضجع شریف امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) و حضرت فاطمه معصومه (س) در این دو شهر قرار دارند. اما اینکه قبله اهل تشیع نجف و قم باشد را هیچ انسان عاقلی بر زبان جاری نمی‌کند.

مرجع تقلید، مجتهدی است که گروهی از شیعیان در مسائل فقهی بر اساس فتاوای او عمل می‌کنند. مرجعیت، بالاترین مقام مذهبی در بین شیعیان دوازده امامی است. آقای حکمتیار این مقام، انتصابی و موروثی نیست و معمولا شیعیان با پرس و جو از روحانیان و عالمان دینی، کسانی را که صاحب این صلاحیت باشند شناسایی می‌کنند. مهم‌ترین شرط احراز این جایگاه، برتری علمی نسبت به سایر مجتهدان است.

و همینطور مجتهد یا فقیه در اصطلاح به فردی گفته می‌شود که در علم فقه به رتبه اجتهاد رسیده باشد یعنی توانایی استنباط احکام شرعی فرعی را از منابع معتبر داشته باشد. به هیچ وجه در مذهب تشیع این جایگاه موروثی نبوده و نیست و کسی که مجتهد نباشد و شرایط مرجعیت را نداشته باشد انتخاب نمی‌گردد.


در پایان لازم است نکاتی را یادآور شوم:
1-  آقای حکمتیار در همین مصاحبه کثرت جمعیت یک قوم و قبیله را مایه تفاخر، مباهات و برتری یک قوم بر اقوام دیگر می داند، به ایشان پیشنهاد می‌کنم که لطفا به قرآن مراجعه کنید و سوره تکاثر را تلاوت بفرمایید.
2-  هر چه زود تر باید گلبدین حکمتیار بابت توهین به مذهب تشیع محاکمه و از آنها عذرخواهی کند.
3-  از آقای حکمتیار تقاضا دارم بر همان دروغ و نفاقی که است ثابت قدم بماند تا بیشتر از این پَست و حقیر نگردد و هر روز دست به سوی یک قدرت به گدایی  دراز نکند هر چند که او در قدر شناس ارباب هم نیست و رسم نوکری را هم نمی‌داند.

علیرضا عبداللهی سیستانی


  خبرگزاری افغان ایرکا

• اخبار مرتبط:

• نظر شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری افغان ايرکا در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی و پشتو یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد