Share/Save/Bookmark

کد مطلب :80924
تاریخ انتشار : شنبه 5 ميزان 1399 ساعت : 09:50:42

جنجال حکمتیار و سرور دانش

 گلبدین حکمتیار در طول حیات خود همواره با دروغ های خود تنش آفریده است و این بار در برابر گفته های سرور دانش، باز به شیوه دروغ متوسل شده است. لازم است یکی از دروغ های شاخدار حکمتیار را ذکر کنیم: 

باری یکسال پیش او در باره ایران ظاهراً در برنامه کاکتوس گفته بود: سخت ترین تجربه زندگی من این است که در سال ۱۳۷۷ همراه استاد ربانی به تاجکستان رفتم و دولت تاجکستان به من دستور داد که هرچه زود تر تاجکستان را ترک کنم و ایرانی ها مرا اغوا کردند تا به آن کشور بروم و من به ایران رفتم اما حکم یک زندانی را داشتم. این بزرگترین اشتباه و تلخ ترین مقطع از مقاطع زندگی من بود.

با اینکه رابطه نگارنده با حکومت ایران، مطلوب نیست اما در این مطلب، حکمتیار دروغ بزرگ و آشکاری گفته است که لا اقل برای کسانی که بالای ۳۰ سال عمر دارد، بسیار واضح و آشکار است. حقیقت این است که در ۵ میزا/مهر سال ۱۳۷۵ در روز سقوط کابل به دست طالبان که حکمتیار همراه با شهید استاد ربانی به جبل السراج آمد و نگارنده نیز همراه آنان بودم، حکمتیار، از ترس شهید احمدشاه مسعود، رنگ از رخش پریده و به شدت ترسیده بود. راستی اگر حکمتیار، مسعود را در چنین شرایطی به دست می آورد از صد جان مسعود، یکی هم نجات پیدا نمی کرد اما مسعود بزرگی به خرچ داد که نه تنها مزاحم حکمتیار نگردید بل او را احترام نموده همراه سایر رهبران به تخار فرستاد و حکمتیار از تخار به قندوز رفت و نخست در قندوز و سپس در کارخانه قند بغلان مرکز گرفت. در زمستان همان سال در ماه دلو که مصادف به ماه رمضان بود که دولت جمهوری اسلامی ایران استاد ربانی را با عدّه ای دعوت نمود که حکمتیار، بنده و سید منصور نادری نیز عضو هیئت بودیم، چون جلسات با مسئولین ایرانی ختم گردید، حکمتیار خود تقاضای سکونت در ایران را نمود و دولت ایران هم او را پناه داد و بهترین قصر را در شمال تهران در اختیار او قرار داد و محافظ و بادیگار در اختیار او گذاشت. حکمتیار با فرا خواندن عائله خود به مدت دو سال در شمال تهران زندگی شاهانه داشت.

    استاد ربانی پایتخت حکومت خود را در تابستان ۱۳۷۶ به طور موقت در شهر مزار شریف ایجاد کرد. تا اینکه حکمتیار از طرف آقای محقق در زمستان ۱۳۷۶ به افغانستان دعوت شد و حکمتیار آمدن خود را مشروط به پرداخت ۴۰۰۰ قبضه اسلحه سبک و سنگین از طرف ایران نمود. حکمتیار می گفت: چنانچه این سلاح در اختیار من قرار گیرد، کمتر از یک ماه ولایات بغلان و قندوز را از دست طالبان خارج خواهم ساخت و ایرانیان شرط او را قبول کردند و حکمتیار در اواخر زمستان ۱۳۷۶ با طمطراق وارد مزار شد و چند روز بعد در ولسوالی بلخ مقر گرفت. ایرانی ها طی پرواز های پی هم، چهار هزار قبضه سلاح را به مزار منتقل نموده و در اختیار حکمتیار قرار داد که موجب نا راحتی جنرال دوستم و عطا محمد نور و احزاب شیعه گردید در آن زمان، نگارنده نیز در شهر مزار بودم. اما حکمتیار نه تنها به قول خود عمل نکرد و ولایات بغلان و قندوز را آزاد نکرد بل سلاح های مذکور را به اعضای حزب اسلامی در داخل شهر مزار، ولسولی بلخ، چهار بولک، چمنار و دولت آباد که همگی همکار طالبان بودند توزیع نمود، زمانی که در تابستان سال ۱۳۷۷ طالبان حرکت خود را از ولایت بادغیس شروع کردند و به سرعت خود را به ولایت بلخ رسانیدند، تمام اعضای حزب اسلامی که سلاح های ایرانی را گرفت بودند، با طالبان همراه شده بالای شهر مزار شریف حمله کردند و اعضای حزب اسلامی در داخل شهر نیز قیام نموده شهر مزار را متصرف شدند.

حکمتیار دو سه روز پیش سقوط شهر مزار، نزد استاد ربانی به مزار آمد و باز احمد شاه مسعود بزرگی به خرچ داده هلیکوپتر فرستاد و استاد ربانی و حکمتیار را به بدخشان منتقل نمود و پس از چند روزی استاد ربانی و حکمتیار به تاجگستان رفتند و حکمتیار از آنجا به خانه و عائله خود که در ایران زندگی شاهانه داشتند، رهسپار گردند و تا سنبله ۱۳۸۰ در همان قصر خود در شمال تهران زندگی می کرد و بعد از حمله القاعده به برج های تجارت جهانی در نیویورک و حمله آمریکا بر افغانستان، حکمتیار از ایران ناپدید شد و به احتمال نود در صد که به پاکستان نقل مکان نمود. همانگونه که ذکر کردیم، حکمتیار در زمستان ۱۳۷۵ مهمان عزیز ایرانی ها شد و در سال ۱۳۷۷ به تاجکستان و سپس به منزل خود در ایران رفت. با این همه محبت و مهمان نوازی ایرانی ها از حکمتیار، باز هم او بد ترین مقطع زندگی خود را در ایران بازگو می کند و می گوید در آنجا اسیر بودم. کسی که چنین آشکارا دروغ بگوید، می تواند سخنان دانش را تکذیب کند. اگر کسی از حکمتیار بپرسد: تو که خود را مجاهد راه اسلام و مدعی تأسیس حکومت اسلامی می دانی، آیا حکومت سدوزایی ها چون: تیمور شاه فرزند احمدشاه ابدالی، زمان شاه فرزند تیمور شاه و شاه شجاع درانی که نیم افغانستان را به «رنجیت سنگهه» پادشاه پنجاب هند داد قبول داری

سید محمد علی جاوید


  خبرگزاری افغان ایرکا

• اخبار مرتبط:

• نظر شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری افغان ايرکا در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی و پشتو یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد