Share/Save/Bookmark

کد مطلب :83772
تاریخ انتشار : يکشنبه 1 حمل 1400 ساعت : 10:27:26

اشرف غنی علیه عبدالغنی؛ فرق طالب و علیپور چیست؟

میان طالب و علیپور تفاوت از زمین تا آسمان است. طالب، پشتون است و چون پشتون است حق دارد، نزدیک به ۳۰ سال، ابتکاری ترین مدل های جنایت و کشتار و نسل کشی و انتحار و انفجار را مرتکب شود؛ اما زندانیان آن به صورت هزاران نفری آزاد می شوند، میلیون ها دالر برای صلح با آنان، هزینه می شود، جنایت های شان توجیه می شود، خشونت های شان نادیده گرفته می شود، جرایم شان تطهیر می شود و مجرمان و جنایتکاران شان تبرئه می شوند تا صلح بیاید و آتش بس پایدار مستقر شود!

حمدالله محب؛ مشاور امنیت ملی اشرف غنی برکناری مسعود اندرابی؛ وزیر داخله را با رویداد بهسود مرتبط دانست.
 
آقای محب با اشاره به حادثه ساقط کردن هلیکوپتر ارتش توسط افراد عبدالغنی علیپور در بهسود گفت که "فرق طالب و علیپور چیست؟ هر کسی که علیه نظام بجنگد ما اقدام می کنیم. استثنایی وجود ندارد".
 
آقای محب تاکید کرد که هرکسی که می‌خواهد از کشور و مردم دفاع کند باید به نیروهای ارتش و پولیس و امنیت ملی بپیوندند.
 
در همین حال، شماری از مردم گفته اند که به تازگی نیروهای نظامی تازه برای "سرکوب و بازداشت" آقای علیپور به بامیان اعزام شده اند.
 
یاسین ضیا، سرپرست وزارت دفاع نیز گفت که ارتش علیه عاملان حادثه سقوط هلیکوپتر عملیات خواهد کرد؛ اما گفت‌ که جزئیات عملیات را افشا نمی‌کند.
 
اشرف غنی هم طی تماس‌های جداگانه با خانواده‌های سربازان کشته شده در رویداد سقوط هلیکوپتر در بهسود با آنان ابراز غم‌شریکی کرد.
 
سلسله رویدادهای چند روز اخیر نشان می دهد که مجرم اصلی و ردیف اول کشتار عمدی و مستقیم غیر نظامیان بی گناه در بهسود، تنها فرمانده پیشین میدان وردک نبوده؛ بلکه این دستور دولت مرکزی بوده و یک حلقه فاشیست ارگ نشین در عقب این سناریوی خونین و خطرناک قرار داشته؛ حلقه ای که در متن آن چهره هایی مانند اشرف غنی، حمدالله محب، یاسین ضیا و... قرار دارند و به تازگی حیات الله حیات هم به آن اضافه شده است.
 
حمدالله محب اعتراف کرده است که مسعود اندرابی به دلیل رویداد بهسود برکنار شده است. این بدان معناست که تصمیم وزارت امور داخله برای تعلیق وظیفه فرمانده پولیس میدان وردک، معرفی او به دادستانی و نتیجه گیری هیات دولتی درباره کشتار افراد ملکی و غیر نظامیان در حمله نیروهای دولتی بر بهسود، برای حلقه فاشیست ارگ قابل تحمل نبوده و به قیمت برکناری وزیری تمام شده که از سهمیه عبدالله عبدالله به این سمت، منصوب شده بود و رأی تأیید نمایندگان مجلس هم را کسب کرده بود.
 
اکنون به جای اندرابی، حیات الله حیات منصوب شده است. چهره ای که چون پشتون است در قبال رویدادهایی مانند بهسود با حد اکثر تعصب عمل خواهد کرد. او متهم به فساد و اختلاس گسترده در بودجه مبارزه با کرونا است و متهم است که اقلام مورد نیاز برای این امر را ده ها برابر بیشتر از قیمت اصلی آنها در بازار، لیست داده و به این ترتیب، بودجه مازاد را دزدیده است؛ اما اگر او بتواند به تعبیر سمیع سادات؛ فرمانده قول اردوی میوند و یکی دیگر از اعضای همین حلقه فاشیست تبارگرا، علیپور و هوادارانش را مثل «سگ های دیوانه» شکار کند، هیچ سابقه جرمی برای او در نظر گرفته نخواهد شد و قانون و عدالت و قضا درباره وی تعلیق و تعطیل خواهد شد.
 
آقای محب با اشاره به حادثه ساقط کردن هلیکوپتر ارتش توسط افراد عبدالغنی علیپور در بهسود گفت که "فرق طالب و علیپور چیست؟"
 
پاسخ این است که میان طالب و علیپور تفاوت از زمین تا آسمان است. طالب، پشتون است و چون پشتون است حق دارد، نزدیک به ۳۰ سال، ابتکاری ترین مدل های جنایت و کشتار و نسل کشی و انتحار و انفجار را مرتکب شود؛ اما زندانیان آن به صورت هزاران نفری آزاد می شوند، میلیون ها دالر برای صلح با آنان، هزینه می شود، جنایت های شان توجیه می شود، خشونت های شان نادیده گرفته می شود، جرایم شان تطهیر می شود و مجرمان و جنایتکاران شان تبرئه می شوند تا صلح بیاید و آتش بس پایدار مستقر شود!
 
طالب تاکنون چندین هلیکوپتر ارتش را ساقط کرده، هزاران نیروی ارتش و پولیس و... را کشته، ده ها هزار غیر نظامی را به کام مرگ فرستاده و همچنان همه روزه مرتکب این جنایت ها می شود؛ اما هیچ مقامی دولتی نه تنها برای سرکوب و اننقام و «مجازات سخت» از تروریست های مزدور پاکستان وارد عمل نمی شود؛ بلکه حتی به قربانیان بی شمار جنایت های طالبان نیز اعتنایی نمی شود و اشرف غنی تاکنون حتی یکبار به سربازان کشته شده در نتیجه ساقط شدن هلیکوپترهای ارتش به وسیله طالبان، زنگ نزده و غمشریکی نکرده؛ اما درباره بهسود و علیپور این کار را کرده تا نشان دهد که اشرف غنی علیه عبدالغنی است و تا حذف کامل او از پا نخواهد نشست؛ البته تنها عبدالغنی علیپور نه عبدالغنی برادر؛ زیرا این دو تا با هم از زمین تا آسمان فرق دارند؛ همان فرقی که علیپور با طالب دارد و حمدالله محب به دروغ آن را انکار می کند.
 
اشرف غنی یک کینه دیگر نیز با علیپور دارد و آن سابقه تنش و تقابل کوچی های هم قبیله او با ساکنان بومی بهسود و دیگر مناطق هزاره جات است.
 
محب همچنین گفته که هرکسی که علیه نظام بجنگد، علیه او اقدام خواهد شد و تأکید کرده که استثنایی وجود نخواهد داشت.
 
اما او بازهم دروغ می گوید؛ زیرا بزرگترین استثنا در این زمینه، طالبان و حزب اسلامی و داعش و... هستند؛ همان کسانی که سال ها هزاران عسکر دولت را کشتند؛ اما در نهایت با تکریم و احترام از زندان ها آزاد شدند تا عسکرهای بیشتری را بکشند، همان هایی که «اداره کابل» را مزدور، دست نشانده، غیر مشروع، امریکایی، تحت الحمایه و... می دانند و برای براندازی آن می جنگند؛ اما نیروهای مسلح حمدالله محب در برابر آنها در حالت «دفاع فعال» قرار دارند و حق حمله ندارند.
 
 محب تاکید کرده که هرکسی که می‌خواهد از کشور و مردم دفاع کند باید به نیروهای ارتش و پولیس و امنیت ملی بپیوندند.
 
پرسش این است که هزاران ملیشه محلی در مناطق پشتون نشین زیر نام های پولیس محلی، ارتش منطقه ای، نیروهای خیزش مردمی، اربکی و... برای چیست؟ چرا آنها هنوز به اردو، پولیس و امنیت ملی نپیوسته اند؛ اما همچنان مورد حمایت های وسیع و مستقیم حکومت قرار دارند و پول و سلاح و امکانات دریافت می کنند؟
 
علیپور چه زمانی علیه نظام جنگیده، آن را دست نشانده و مزدور و تحت الحمایه و امریکایی دانسته است؟ علیپور علیه نیروهای دولتی، دست به سلاح برده یا علیه طالبان تروریستی که دشمن نظام هستند؟
 
حمدالله محب و دیگر اضلاع حلقه فاشیستی به رهبری غنی، بازی خطرناکی را شروع کرده اند؛ بازی‌ای که البته در شرایط کنونی، آغاز آن با آنهاست؛ اما پایان آن روشن نیست به دست چه کسانی رقم خواهد خورد؛ زیرا تیم حاکم، آخرین نفس های خود را می کشد و در شرایط احتضار و تقلا برای نجات و بقا، هرگونه واکنش جنون آمیز و جنایتکارانه ارادی یا غیر ارادی از خود نشان خواهد داد.
 
عبدالمتین فرهمند


  

• اخبار مرتبط:

• نظر شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری افغان ايرکا در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی و پشتو یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد