Share/Save/Bookmark

کد مطلب :72650
تاریخ انتشار : يکشنبه 26 جوزا 1398 ساعت : 12:36:36

ایجاد شورای هماهنگی اقوام تشیع افغانستان؛ زمینه‌سازی برای پراکندگی و ویرانی

در شرایطی که دشمن دارد شاهرگ حیات ما را قطع و پایه‌های زندگی ما را سست و لرزان می‌سازد، گروهی اقدام به تأسیس شورایی مغایر با ارزش‌های انسانی و اسلامی و مخالف با مصالح ملی می‌نمایند که این اقدام، هم از نظر فنی و منطقی قابل رد است و هم از منظر دینی.

دوره‌ی حاکمیت جاهلیت عرب، اوج دوره‌ی تشتت، توطئه، پراکندگی، تباهی و ویرانی بود. در یک قلمرو محدود شبه‌جزیره‌ی عربستان، چنان جهل حکومت می کرد که در یک جامعه ی کوچک، بزرگترین اختلاف ها و عمیق ترین شکاف ها و خطرناک ترین جنگ ها و خشونت ها وجود داشت. چنانچه قبایل و طوایف حاکم در آن سرزمین، از دم تیغ یکدیگر، روزی را به آرامی و شبی را به راحتی نمی توانستند بگذرانند و همواره در کمین تیغ تیز قرار داشتند.

در چنین شرایطی، محمد مصطفی (ص) به پیامبری مبعوث شد و با نگاه نو و طرح نو و روش نو، جهت ترسیم زندگی بشر ظهور کرد و همه را دعوت به پذیرش آیین اسلام نمود. آیینی که در آن برابری و برادری حرف نخست را می گفت و بنابراین، پیامبر اسلام چه مسلمان و چه غیر مسلمان همه را به برادری و برابری و صلح فراخواند و از جنگ آفرینی و خشونت افروزی منع کرد.

برقراری صلح میان اقوام آن زمان، به آسانی امکان پذیر نبود و اما پیامبر اسلام با آیات قرآنی، بسیار سریع، صلح سراسری و جهانی را فریاد زد و برای این که صلحی برقرار گردد، تمام امتیازات جاهلی که مایه ی فخر جامعه ی جهل زده ی عرب بود را باطل اعلان نمود و تنها با منطق ارزشمند و قدرتمند "ان اکرمکم عندالله اتقاکم" به افراد جامعه ارزش و احترام قایل شد. کوچک ترین عملی که به وحدت مسلمانان و حتی غیر مسلمانان صدمه و لطمه می زد، انجام نداد و اقوام و قبایل همیشه در جنگ را بر محور "ان اکرمکم عندالله اتقاکم" گرد آورد.

برادری انصار و مهاجر در اوج حاکمیت جاهلیت و صلح قبایل اوس و خزرج، در هیچ شرایطی و با هیچ قدرتی، ممکن نبود که پیامبر اسلام ممکن ساخت و عملی کرد. در واقع این کارهای پسندیده و بزرگ، اسلام را جاویدان و جهانی نمود.

اما افسوس که در عین رهروی و پیروی از پیام پیامبر اسلام و خط مشی قرآن و با وجود اوج بحران و ناامنی و قتل و غارت در افغانستان، جمعی جمع می شوند و به تبلیغ و ترویج برنامه های اختلاف انگیز، توهین آمیز و ویرانگر می پردازند. در شرایطی که ضروری می نماید تا دولت، نخبگان، علما، روشنفکران، دانشگاهیان، احزاب، مراکز آموزشی و فرهنگی همه با هم صدای صلح بلند نمایند و ندای وحدت انسانی و اسلامی سر دهند و به سوی یکپارچگی و همرنگی رو آورند، تعدادی گرد آمده و با دقت تمام به اجرای برنامه های ویرانگر دست می یازند و ابزار دشمن می شوند و به طور رسمی، اختلاف اندازی کرده و در اوج ضرورت به وحدت، به وحدت ضربت می زنند.

قرآن به صراحت کسانی که تفرقه ایجاد می نمایند را مشرک خوانده و از این کار نهی "ولا تکونوا من المشرکین... من الذین فرقوا دینهم" کرده است.

اهتمام و اقدامی که پیامبر اسلام در زندگانی مبارزاتی خویش برای وحدت انجام داد را هیچ کسی نمی تواند رد کند و از آن چشم پوشی نماید. در زمانی که جامعه ی اسلامی به تازگی پا گرفته بود، دشمن در کمین نشسته، همواره در تلاش تفرقه ایجاد کردن بود و در این مسیر، مسجد "ضرار" را می سازد تا بتواند با رنگ و صبغه ی مذهبی و دینی موفق به تشتت میان مسلمانان شود. اما باز هم پیامبر اسلام با فرمان الهی و منطق محکم و اقدام قاطع، مرکز شوم شر آفرینان را معرفی و از صحنه بر می دارد و مسلمانان را در جهت وحدت طلبی و مودت ورزی تشویق و از نقشه های پیدا و پنهان دشمن در کمین، بیدار می سازد.

امروز هم کشورهای اسلامی و بخصوص افغانستان با درنظرداشت بن بست های بزرگ و مشکلات فراوان، نیاز به وحدت دارد. وحدتی که در آن آموزه های قرآن، خط مشی پیامبر اسلام و مصالح ملی حفظ گردد، نه تنها وحدت شیعه های افغانستان که وحدت شیعه و سنی در جهان را می طلبد. ولی با تأسف فراوان، در شرایطی که دشمن دارد شاهرگ حیات ما را قطع و پایه های زندگی ما را سست و لرزان می سازد، گروهی اقدام به تأسیس شورای مغایر با ارزش های انسانی و اسلامی و مخالف با مصالح ملی می نمایند که این اقدام، هم از نظر فنی و منطقی قابل رد است و هم از منظر دینی.

از نظر فنی بدین جهت قابل رد است که نام آن "شورای هماهنگی اقوام تشیع افغانستان" می باشد و در آن استثنایی به کار نرفته است. اما وقتی در ماده ی نوزدهم اساسنامه، هیئت رهبری را به تعریف گرفته است، در بند چهارم آن به صورت واضح و قاطع از بزرگترین قوم شیعه مذهب (هزاره ها) نامی نبرده است. از نظر منطقی چون افغانستان در گرو بحران رو به افزایش گیر مانده و برای این که راهی برای رهایی از بند مشکلات پیدا نماید، در قدم نخست بایستی همه با هم همرنگ و هماهنگ شوند تا بتوانند به صلح برسند و از چنگ بن بست ها نجات یابند. از منظر اسلام نیز بسیار به صورت روشن مخالف دستور قرآن بوده که در بالا، یادآوری گردید.

بنابراین، اینک که کشورهای اسلامی و بویژه افغانستان به شدت تحت تهدید تشدید بحران قرار دارد و هیچ روزی نیست که افراد ملکی و نیروی امنیتی ما شهید و زخمی و اسیر نگردد و شهروندان ما در خطر قتل و غارت نباشد، پس چه نیکوست که استعدادها و مهارت های نسل ما برای مصالح و منافع ملت ما به کار گرفته شود و تلاش های مردم ما برای شکوفایی آبرومندانه ی زندگی عمومی مردم ما به مصرف برسد که این هم دستور دینی را با خود دارد و هم از نظر منطقی و عقلانی قابل قبول است.

فضای بحرانی کشور و مصالح ملی به هیچ وجه ظرفیت پذیرایی از برنامه های اختلاف انگیز را ندارد و اگر با وجود این، گروهی اقدام به کارهای ناسنجیده می کنند، قطعا مخالف مصالح ملی پیش رفته اند و به روند رو به رشد بحران کشور کمک کرده اند.

ایجاد شورای هماهنگی اقوام تشیع افغانستان به طور صریح هم جبهه گیری با بزرگترین قوم شیعه مذهب (هزاره ها) می باشد و هم تحکیم برادری با برادران اهل سنت را تضعیف می سازد. وضعیت افغانستان، ایجاد شورای هماهنگی مسلمانان افغانستان را صدا می زند نه هماهنگ شدن چند قوم کوچک را. تا مصالح و منافع کلان ملت در نظر گرفته نشود، تا مردم افغانستان به صورت مساوی به حق خود نرسد و بالاخره تا ملت مسلمان افغانستان همدست و همداستان نگردد؛ هیچ قومی و مذهبی نیز نمی تواند به حق خویش برسد.

پاره پاره کردن ملت افغانستان، نقشه ی شوم دشمن است و هر شخص و گروهی که در این مسیر کار می کنند و تلاش می ورزند، ابزار دشمن بوده و با دشمن هماهنگ شده نه با مردم تا علیه آرامش و آسایش و حقوق مردم افغانستان مبارزه نمایند.


  نویسنده: محمد عظیم فکوری

• اخبار مرتبط:

• نظر شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری افغان ايرکا در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی و پشتو یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد