
حذف ارز ترجیحی فشار معیشتی را افزایش داده است. در حالی که شهروندان ایرانی یارانه می گیرند، مهاجران افغانستانیِ ساکن ایران، حتی پس از دهه ها زندگی و کار، از حمایت ها محروم اند. این وضعیت بحرانی انسانی است و نیازمند ورود فوری سازمان ملل و نهادهای حمایتی است.
زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
با حذف ارز ترجیحی از بخش قابلتوجهی از کالاهای اساسی در ایران، هزینه تأمین حداقلهای معیشتی برای اقشار کمدرآمد بهطور چشمگیری افزایش یافته است. دولت ایران در واکنش به این تحول، سیاستهایی چون پرداخت یارانه نقدی و حمایتهای جبرانی را برای شهروندان خود در نظر گرفته است؛ اما در این میان، گروه بزرگی از ساکنان کشور عملاً از این حمایتها محروم ماندهاند: مهاجران افغانستانی.
میلیونها مهاجر افغانستانی، که بخش قابل توجهی از آنان بیش از سه دهه در ایران زندگی کردهاند، امروز با واقعیتی تلخ مواجهاند. آنان نه مشمول یارانههای دولتی هستند و نه از شبکههای رسمی حمایت اجتماعی برخوردارند، در حالی که بیشترین آسیب را از افزایش قیمت مواد غذایی، مسکن و خدمات اولیه متحمل میشوند. این مهاجران سالها در مشاغل سخت، کمدرآمد و اغلب غیررسمی فعالیت کردهاند و سهمی انکارناپذیر در اقتصاد ایران داشتهاند، اما اکنون در شرایط بحران اقتصادی، در حاشیه کامل حمایتها قرار گرفتهاند.
مسئله مهاجران افغانستانی در ایران، صرفاً یک چالش اقتصادی نیست؛ بلکه بحرانی انسانی و اجتماعی است. ناامنی غذایی، فقر فزاینده و فرسایش کرامت انسانی، پیامدهای مستقیم بیتوجهی به وضعیت این جمعیت آسیبپذیر است. تداوم این شرایط میتواند زمینهساز آسیبهای اجتماعی گستردهتر، از جمله کار کودک، ترک تحصیل و حاشیهنشینی عمیقتر شود؛ پیامدهایی که نهتنها مهاجران، بلکه جامعه میزبان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
در این میان، نقش جامعه جهانی و نهادهای بینالمللی بیش از هر زمان دیگری برجسته میشود. سازمان ملل متحد، بهویژه کمیساریای عالی پناهندگان (UNHCR)، مسئولیت اخلاقی و حقوقی دارد تا در کنار دولت ایران، حمایتهای مؤثر و هدفمند معیشتی برای مهاجران افغانستانی طراحی و اجرا کند. کمکهای غذایی، حمایتهای نقدی، و برنامههای تابآوری اقتصادی میتواند بخشی از فشار طاقتفرسای کنونی را کاهش دهد.
مهاجران افغانستانی در ایران، قربانیان خاموش بحرانهای منطقهای، تحولات سیاسی و فشارهای اقتصادی هستند؛ انسانهایی که سالها در سایه زندگی کردهاند و امروز بیش از هر زمان دیگری به دیده شدن و حمایت نیاز دارند. بیتفاوتی نسبت به وضعیت آنان، به معنای نادیده گرفتن یک بحران انسانی در قلب جامعهای است که خود نیز زیر فشارهای سنگین اقتصادی قرار دارد.